974 - اشعار سيّد على خان مدنى در توصيف سرزمين نجف اشرف :
علّامه امينى قصيدهاى در 37 بيت از سيد على خان مدنى كه بهنگام ورود به نجف براى زيارت حضرت امير المؤمنين ( ع ) سروده است را آورده كه قسمتهائى از آن به شرح زير است .
يا صاح هذا المشهد الاقدس * قرّت به الاعين و الا نفس
و النّجف الاشرف بانت لنا * اعلامه و لمعهد الانفس
و القبّة البيضاء قد اشرقت * ينجاب عن لألائها الحندس
حضرة قدس لم ينل فضلها * لا المسجد الاقصى و لا المقدس
حلّت به من حلّ بها رتبة * يقصر عنها الفلك الاطلس
تودّلو كانت حصا ارضها * شهب الدّجى و الكنّس الخنّس
و تحسد الاقدام منّا على * السّعى الى اعتابها الارؤس
فقف بها و الثم ثرى تربها * فهى المقام الاطهر الاقدس
و قل صلاة و سلام على * من طاب منها الاصل و المغرس
خليفة اللّه العظيم الّذى * من ضوئه نور الهدى يقبس
نفس النّبى المصطفى احمد * وضوه و السّيد الارؤس
اى دوست اينجا مشهد مقدسى استكه چشمها و جانها بوجود آن روشن مىشود .
اينجا نجف اشرف ، سرزمينى استكه بزرگان و شخصيّتهاى آن براى ما آشنايند .
در اين سرزمين قبه بيضا پرتوافشانى مىكند كه از نور مسرّت آن تاريكيها زدوده مىشود .
اينجا محضر قدسى استكه مسجد اقصى و بيت المقدس به فضيلت آن نمىرسند .
در اينجا كسى فرود آمد كه هركسى بديدارش بيايد مقامش از فلك اطلس برتر مىشود .
كوههاى بلند و اختران و سيارات آرزو دارند سنگريزهاى اين خاك مقدّس مىبودند .
شخصيّتهاى بزرگ عالم بر قدمهاى ما كه در آستانش به سعى و گامزنى پرداختهاند رشگ مىبرند .
اى دوست در اين سرزمين بايست و بوسه بر خاكش زن چرا كه اين سرزمين پاك و مقدس