محنت قبر را به هنگام مرگ از او بردار ، اين توئى كه هرگاه حوادث بر كسى روى آورد به تو پناهنده شود .
و روزگار نمىتواند در پناه تو به او ستم كند ، پيشوائى كه پروردگار آسمان او را به امامت برگزيده است و روزيكه همه تشنهاند حوض كوثر بدست او سپرده شده است .
او پناهگاه دورافتادگان و حامى بىپناهان است و هرگز نخواسته كسى را از حمايت خود نااميد كند .
همانگونه كه در جنگها هم بر پناهندگان آسيب نرسانده است .
امامى كه كاروانها بسوى او روانه و گناهان خلايق در پيش او ناپديد مىشود .
من اميدوارم فرداى قيامت شربتى از دست او بنوشم و هيچ پناهى جز او ندارم و بهجز بر پيشگاهش جائى پناه نمىبرم .
هرگز نوميد نشود كسى كه دردمندى خود را به او بگويد ، امامى كه خدا مقامش را به پيامبر وحى سفارش كرده ، او كسى استكه بارهاى سنگين ما را سبك و از لغزشها ما را حفظ مىكند .
على ( ع ) امام و امير من است و چه خوب پيشوائى است فرداى قيامت مرا از آتش جهنم نجات خواهد داد ، او چه نيكو ياورى براى پيامبر ( ص ) بود پيامبر روز غدير با او اظهار برادرى كرد و اين بفرمان خدا بود كه او را برگزيد .
على امام و پيشواى من است و گرنه جز او پيشوائى ندارم ، او كسى استكه خدا او را به اين مقام مخصوص داشته .
تذكر : علّامه امينى ضمن آوردن اشعار فوق كه شيخ على مقدسى هم آن را تخميس كرده گويد :
اشعار ديگرى شيخ بهائى در وصف غدير دارد و اين قصيده در روضات الجنّات ( ص 637 ) و انوار النعمانيه ( ص 43 ) موجود است .
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 954
مساهمون: رضا معراجي
ص٩٥٤