فصل چهارم داستانهاى خرافى
علّامه امينى يكصد نمونه از داستانهاى خرافى و حكايات ناسازگار با عقل و شرع از كتابهاى اهل سنّت مانند حليه الاولياء ابو نعيم ، تاريخ بغداد خطيب ، صفوه الصوه ابن جوزى ، مناقب احمد بن حنبل ، تاريخ شام ابن عساكر ، تاريخ ابن خلكان ، البدايه و النهايه ابن كثير ، مناقب ابن حنيفه خوارزمى ، شذرات الذهب ، انيس الجليس سيوطى ، مراه الجنان و . . . را آورده و مى گويد : اين جماعت داستانهائى كه براى اهل بيت نقل شده و با عقل و شرع سازگار است را نمى پذيرند و برچسب غالى به آن مىزنند آنگاه چنين مطالبى را آوردهاند و ما اين داستانها را نقل كرديم تا خواننده غلوكننده واقعى را بشناسد و بداند كسانى كه ستايشكننده خاندان پيامبر ( كه در اوج انوار هدايت قرار گرفتهاند و مقامشان از حيطه انديشه ما بيرون است ) را غالى ناميده اند و اين داستانها را درباره كسانى كه هيچ نصيبى از فضل و كرامات نداشتهاند بهم بافتهاند شايسته نام غالى هستند يا نه ؟ كه ما بعضى از آنها را در اين فصل مىآوريم علاقمندان براى مطالعه تفصيل آن به الغدير جلد يازدهم مراجعه كنند .
871 - ربيع پس از مرگ سخن مىگويد :
از ربعى بن خراش عبسى نقل شده برادرم ربيع وفات يافت كسى فرستاديم برايش كفن بخرد ، ناگاه روى خود را باز كرد و سلام كرد مردم گفتند : سلام بر تو اى برادر بعد از مرگ زنده شدى ؟ گفت : آرى من پس از جدائى از شما پروردگارم را ملاقات كردم مرا با روح و ريحان استقبال كرد و اينك پيامبر ( ص ) در انتظار است بر من نماز بخواند شتاب كنيد و تأخير نكنيد .
( تاريخ ابن كثير 6 / 158 ، الروض الانف 2 / 370 ، صفوه الصفوه 3 / 19 و . . . )
علّامه امينى : 1 - اينها همانهائى هستند كه رجعت كه از عقائد شيعه است را محال مىدانند در