سليم بن قيس گويد : على ( ع ) در صفين در ميان لشگرش و مهاجر و انصار كه در محضرش بودند به منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى فرمود : اى مردم فضائل من بيشتر از آنست كه به شماره درآيد بعد از آياتيكه در قرآن و سخنانيكه پيامبر دربارهء من گفته است اكتفا مىكنم به اينكه : آيا مىدانيد خداوند در كتابش پيشىگيرنده را بر ديگران برترى داده و هيچكس در اين امت از من به خدا و پيامبر پيشى نگرفته است ؟ گفتند : بلى . فرمود : شما را قسم مىدهم وقتى از پيامبر پرسيدند منظور از پيشىگيرندگان كه مقرّب درگاه خدايند كيانند ؟ پيامبر فرمود : اين آيه در شأن انبياء و جانشينان آنها نازل شده و من برترين پيامبران هستم و جانشين من على ابيطالب بن برترين جانشينان است ؟ پس در اينهنگام 70 نفر از مهاجر و انصار كه اكثر آنها از انصار بودند از جمله ابو الهيثم بن تيهان ، خالد بن زيد ، ابو ايّوب انصارى و از مهاجرين عمار بن ياسر به پا خاستند و گفتند ما شهادت مىدهيم كه از پيامبر ( ص ) شنيديم اين سخن را . حضرت فرمود : شما را قسم مىدهم دربارهء سخن خداوند كه فرمود : اى كسانى كه ايمان آوردهايد از خدا و پيامبرش و صاحبان امر اطاعت كنيد ، و سخن خدا كه فقط سرپرست شما خدا و پيامبر و مؤمنين هستند و نگرفتند غير از خدا و پيامبر مؤمنين را محرم اسرار خود ، پس گفتند به پيامبر ( ص ) منظور همهء مؤمنان است يا بعضى از آنها ، پس خداوند دستور داد به پيامبر كه همانند نماز و روزه و زكات و حج ، ولايت را براى مردم تفسير كند پس پيامبر مرا در غدير خم ، منصوب فرمود و گفت :
خداوند رسالتى به من دستور داده كه سينهام را تنگ نموده و گمان كردم مردم مرا تكذيب كنند پس خداوند مرا وعده داد كه آن را به شما برسانم و گرنه مرا عذاب مىكند و فرمود : على به پا خيز و بعد از نماز ظهر فرمود : اى مردم خداوند متعال مولاى من است و من مولاى مؤمنين هستم و به آنها سزاوارترم از خودشان هركس من مولاى او هستم على مولاى اوست بارالها دوستدار دوستدار او را و دشمن دار دشمن او را و يار يارىكنندهاش باش و خوار كن هركس او را خوار شمارد پس سلمان فارسى بهپا خاست و پرسيد : اى رسول خدا اين چگونه
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 88
مساهمون: رضا معراجي
ص٨٨