تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 868

مساهمون:

ص٨٦٨

فصل اوّل معاويه از ديدگاه پيامبر و اصحابش

806 - پيامبر معاويه را با برادر و پدرش لعنت كرد .

طبرى در تاريخ خود ( 11 / 357 ) مىنويسد : پيامبر ( ص ) ابو سفيان را كه خرى سوار بود و معاويه دهانه آن‌را مىكشيد و يزيد برادر معاويه آن‌را مىراند ، ديد و فرمود : خدا دهانه‌كش و سوار و ستور ران را لعن كند . ملاحظه : اين روايت در كتاب صفين صفحه 247 آمده است .

807 - پيامبر ( ص ) معاويه و عمرو عاص را لعنت كرد .

احمد حنبل در مسندش ( 4 / 421 ) و نصر بن مزاحم در كتاب صفين ( ص 146 ) و لسان العرب ( 7 / 404 ) و ديگران از ابو يرزه اسلمى نقل كرده‌اند كه گفت : در سفرى همراه پيامبر بوديم صداى دو نفر را شنيديم كه آواز مىخواندند و به نوبت جواب مىدادند پيامبر ( ص ) فرمود : نگاه كنيد ببينيد اين دو نفر كيستند ؟ عرض كردند معاويه و عمرو عاص هستند در اين هنگام پيامبر دست بدعا برداشت و گفت : خدايا آن دو را نگونساز و در آتش انداز . علّامه امينى : طرفداران معاويه چون در سند حديث هيچ نقصى نيافتند درصدد محو آن بر آمدند و احمد بن حنبل اسم دو نفر را حذف و به جايش فلان و فلان گذاشته و ابن قانع در المعجم در روايتى كه سيف بن عمر از جمله راويان آنست از شقران همين حديث را آورده و بجاى معاويه بن ابى سفيان و عمرو عاص ، معاويه بن رافع و عمرو بن رفاعه بن تابوت را آورده است و سيوطى در اللئالى المصنوعه ( 1 / 427 ) گفته : توهّم حديث اوّل را از بين برده زيرا معاويه بن رافع و عمر بن رفاعه از منافقين هستند . آيا كسى نيست از سيوطى بپرسد در كجاى حديث اوّل توّهم بود آيا خلاف قرآن در آن آمده بود ؟ آيا به كسى كه دامنش از هرگناهى پاك بوده تحقير به عمل آمده است ؟ آيا علاوه‌بر جمعى مجهول سلسله حديث سيف بن عمر در