3 - من نمىدانم آيا عايشه كه همسر پيامبر بود اين روايت را شنيده بود ؟ كه مىگفت : اين نعثل را بكشيد خدا او را بكشد زيرا او كافر گشته است . ( براى اطلاع از نظرات عايشه به نكته 739 مراجعه كنيد )
4 - روايت ديگرى نيز آوردهاند كه پيامبر به دخترش رقيه گفت : شوهرت از همهكس به جدّت ابراهيم و به پدرت محمّد شباهت دارد . كه ذهبى در ميزان الاعتدال ( 1 / 281 ) آورده و گفته : اين جعلى است و بايد به گفته ذهبى اضافه كرد كه در سلسلهحديث مسيّب بن واضح و خالد بن عمرو و عمرو بن ازهرعتكى هستند كه از ديدگاه محدّثين اهل سنّت مثل بخارى ، نسائى ، ابو حاتم و غيره دروغساز ، متروك و ضعيف خوانده شدهاند .
785 - عثمان قرآن را در يك ركعت نماز خواند :
بلاذرى در انساب ( 5 / 7 ) از حسين بن على بن اسود از عبد الرّحمان آورده كه در حجر به عباد ايستادم و با خود گفتم : امشب نمىگذارم ديگرى جايم را بگيرد بعد مردى از پشت سرم آمد با دست به شانهام زد روى برنگردانم دوباره دست بر شانهام زد رو برنگرداندم براى سومينبار دست بر شانهام زد رو برگرداندم ديدم عثمان است از حجر به يكسو رفتم تا او ايستاده قرآن را در يك ركعت خواند و راه خويش گرفت و رفت .
علّامه امينى : 1 - حافظ ابن عدى راوى اين حديث يعنى حسين على بن اسود را حديث دزد و ازدى او را سستروايت و احمد ناشناس خوانده . ( تهذيب التهذيب 2 / 243 ) 2 - بايد به عثمان گفت مگر در حجر جائى پيدا نمىشد كه عبد الرّحمان را از جايش دور ساختى ؟ مگر اين مخالف دستور پيامبر نيست كه مسلم در صحيح خود ( 7 / 10 ) آورده كه : هيچكس از شما نبايد برادرش را برخيزاند بعد خود بر جايش بنشيند و نووى در شرح مسلم و قسطلانى در ارشاد و شوكانى در نيل الاوطار گفتهاند : اين نهى تحريم است و حرام است جاى كسى را در نماز بگيرى . بنابراين كار عثمان مخالف سنّت و حرام بوده است . 3 - مگر مىشود همه قرآن را در