تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
به نظرشان جلب‌توجه بيشترى مىنموده است و اسامى 24 نفر از كسانى كه در آن جمعيت شهادت دادند از صحابه را علّامه امينى ذيل مناشده مذكور آورده است .

28 - مناشده على ( عليه السّلام ) در سال 36 در وقعهء جمل :

حاكم فى المستدرك ( 3 / 271 ) . . . عن نذير كوفي قال كنّا مع عليّ ( عليه السّلام ) يوم الجمل فبعث الي طلحة بن عبيد اللّه ان القني فاتاه طلحة فقال نشدتك اللّه هل سمعت رسول اللّه ( ص ) يقول من كنت مولاه فعليّ مولاه اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه ، قال نعم قال فلم تقاتلني ؟ قال لم اذكر قال ( راوى حديث ) فانصرف طلحه و مسعودى در مروج الذهب ( 2 / 11 ) اضافه اى آورده كه على ( ع ) به طلحه گفت ما الّذي اخرجك قال الطلب بدم عثمان قال علي ( ع ) قتل اللّه اولانا بدم عثمان اما سمعت قول رسول اللّه يقول اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه ؟ و انت بايعني اوّل من بايعني ثم نكثت و قد قال اللّه عزّ و جلّ
فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ
فقال استغفر اللّه ثم رجع . ( همچنين اين روايت را خوارزمى در صفحه 112 مناقب خود ، ابن عساكر در تاريخ الشام 7 / 83 سبط بن جوزى در تذكره صفحه 42 ، ابو بكر هيثمى در جلد 9 مجمع الزوائد صفحه 107 ، ابن حجر در جلد 1 تهذيب صفحهء 391 سيوطى در جمع الجوامع و ديگران آورده‌اند ) نذير كوفى گويد با على ( ع ) در روز جمل بوديم حضرت دنبال طلحه فرستاد و پيام داد كه مرا ملاقات كن پس طلحه آمد خدمت حضرت به ايشان فرمود : تو را به خدا قسم مىدهم آيا شنيدى پيامبر ( ص ) مىفرمود : من كنت مولاه فعلى مولاه خدايا دوست دار دوستدار على ( ع ) را و دشمن دار دشمنان او را ، طلحه گفت : درست است . فرمود : پس چرا با من مىجنگى . گفت : فراموش كرده بودم و برگشت و مسعودى اضافه مىكند كه حضرت على ( ع ) به طلحه فرمود : چرا خروج كردى . گفت : به طلب خون عثمان . حضرت فرمود : خداوند بكشد سزاوارتر ما را به خون عثمان ( چون طلحه از كسانى بود كه مردم را بر عليه عثمان شوراند لذا در همين جنگ جمل ، مروان داماد عثمان ، از پشت‌سر ، طلحه را با تير به قتل رساند و انتقام عثمان را گرفت ) تو
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 84 | رضا معراجي