( تفسير برهان 3 / 764 ، بحار 8 / 15 ، تفسير ابى الفتوح 4 / 211 و . . . ) حضرت على ( عليه السّلام ) در رحبه نشسته بود و مردم اطراف او بودند مردى برخاست و گفت : اى امير مؤمنان تو در پايگاهى هستى كه خدا ترا در آن جا داده و آنگاه پدرت در آتش دوزخ عذاب مىشود حضرت فرمود : خاموش ؛ خدا دهانت را بشكند ، سوگند به كسى كه پيامبر را مبعوث كرد اگر پدرم درباره همه گنهكاران روى زمين شفاعت كند خدا مىپذيرد . پدر من در آتش عذاب ببيند با آنكه پسرش قسمتكننده بهشت و دوزخ است ؟ سوگند به آنكه محمّد را براستى فرستاد كه روز قيامت نور پدرم ابو طالب روشنى همه آفريدگان را خاموش مىكند مگر 5 نور نور محمّد و نور فاطمه و نور حسن و حسين و نور فرزندان او از امامان ، نور او از نور ماست كه خدا آن را دو هزار سال پيش از خلقت آدم آفريده است .
3 - صدوق از امام حسن عسكرى ( عليه السّلام ) كه از پدرانش نقل مىكند آورده :
« انّ اللّه تبارك و تعالى اوحى الى رسوله ( ص ) انّى قد ايّدتك بشيعتين شيعة تنصرك سرّا و شيعة تنصرك علانية فامّا التّى تنصرك سرّا فسيدهم و افضلهم عمّك ابو طالب و امّا الّتى تنصرك علانيه فسيّدهم و افضلهم ابنه علىّ ابى ابيطالب ثمّ قال و انّ ابا طالب كمؤمن ال فرعون يكتم ايمانه »
( كتاب الحجّه ص 115 ) خداوند وحى كرد به پيامبر تو را به دو گروه شيعه و پيرو يارى كردم پيروى كه ترا پنهانى يارى مىكند و پيروى كه ترا آشكار يارى مىرساند و ابو طالب برترين افرادى است كه پنهانى ترا يارى مىكند و برترين كسانىكه ترا آشكارا يارى مىكند پسرش على ( ع ) است و ايمان ابو طالب چون ايمان مؤمن آل فرعون است كه ايمانش را پنهان مىداشت .
4 - « روى انّ امير المؤمنين ( عليه السّلام ) قيل له من كان آخر الاوصياء قبل النبّى ( ص ) فقال أبى »
( ضياء العالمين فتونى ) روايت شده به امير المؤمنين ( عليه السّلام ) گفته شد پيش از پيامبر اسلام آخرينكس از جانشينان پيامبران كه بود ؟ فرمود : پدرم .
5 - « عن مولانا امير المؤمنين ( عليه السّلام ) قال و اللّه ما عبد ابى و لا جدّى عبد المطلّب و لا هاشم و لا عبد مناف صنما قطّ قيل له فما كانو يعبدون ؟ قال ( ع ) كانوا يصلّون الى البيت على دين ابراهيم ( عليه -
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 735
مساهمون: رضا معراجي
ص٧٣٥