تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 728

مساهمون:

ص٧٢٨
پرسيد كيستى ؟ گفت : از تهاميان پرسيد از كدام خاندانشان ؟ گفت : از هاشميان پس مبرم جست و سر او را بوسيد و گفت : خداوند چيزى به من الهام كرده ، ابو طالب پرسيد چيست ؟ گفت : از پشت تو فرزندى به دنيا آيد كه دوست خداست سپس چون شبى كه على ( ع ) در آن به دنيا آمد فرارسيد زمين درخشندگى يافت و ابو طالب بيرون شد و مىگفت : دوست خدا در كعبه به دنيا آمد و چون بامداد به كعبه درآمد مىگفت : اى پروردگار . . . براى ما روشن كن از امر پنهانى خود كه چه نظرى درباره نام اين كودك دارى ؟ شنيد آواز سروشى كه اى خاندان پيامبر برگزيده شما را اختصاص داديم به فرزندى پاكيزه همانا اسم او را على نهاديم و اين على از نام خداوند على گرفته شده است .

662 - ابو طالب حضرت محمّد را تشويق مىكند بر انجام رسالت الهى

فقيه حنبليان ابراهيم بن على بن محمّد دينورى در نهايه الطالب و غايه السول فى مناقب آل الرسول به اسناد خود در حديثى طولانى آورده كه پيامبر به عباس عمويش گفت : خدا مرا دستور داده كارم را آشكار كنم عباس گفت : در اين‌صورت ديگران ما را ريشه‌كن مىسازند و باهم نزد ابو طالب رفتند عباس گفتار پيامبر و جواب خود را بازگو كرد ابو طالب گفت : تو نظرى بلند دارى به خدا قسم هيچ زبانى با تو سخن تند نگويد مگر زبانهائى تند و تيز او را خواهد آزرد و تيغ‌هائى برّان او را درخواهد ربود به خدا سوگند چنان عرب رام تو شوند كه گوئى بچه هاى چهارپايانى هستند در برابر سرپرست خود و براستى پدرم ( عبد المطّلب ) همه كتابها را مى خواند و به من گفت : از پشت من پيامبرى خواهد آمد كه دوست دارم او را درك كنم و به او ايمان آورم پس هريك از فرزندانم روزگار او را درك كرد به او ايمان آورد . علّامه امينى : آيا مىشود ابو طالب در همان آغازين كار پيامبر او را تشويق به آشكاركردن اسلام كند و به او بگويد پدرم گفته كه تو پيامبر هستى و همه عرب را زير پرچم خود در مىآورى و سفارش پدرش را نقل كند كه از فرزندانش خواسته به پيامبر ايمان آورند و خودش