تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 556

مساهمون:

ص٥٥٦
و آية الشّمس اذ ردّت مبادرة * غرّاء اقصر عنها كلّ انسان و انّ فى قصّة الافعى و مكمنه * فى الخفّ هديا لذى بغض و ارعان و قصّة الطّائر المشوىّ بيّنة * لكلّ من حاد عن عمد و شنآن و اسأل به يوم وافى ظهر منبره * و النّاس قد فزعوا من شخص ثعبان فقال خلّوا له نهجا و لا تجدوا * بأسا بتمكينه قصدى و اتيانى فجاء حتّى رقى أعواد منبره * مهمهما بلسان الخاضع الجانى من غيره بطن العالم الخفىّ ؟ و من * سواه قال اسألونى قبل فقدانى و من وقت نفسه نفس الرّسول و قد * وافى الفراش ذو و كفر و طغيان ؟ و من تصدّق فى حال الرّكوع و لم * يسجد كما سجدت قوم لاوثان من كان فى حرم الرّحمان مولده * و حاطه اللّه من باس و عدوان
در روز غدير خمّ كه پيامبر آشكار نمود براى او مناقبى را كه ناراحت كرد كينه‌توز بدگو را . زمانى كه گفت هركس من مولاى او هستم پس تو هم مولاى او هستى خدا به وسيله تو هدايت مىكند و سرگردان . تو براى من چون هارون از موسائى و بعد از من پيامبرى نمىآيد . برگشت خورشيد به شتاب نشانه درخشنده‌اى است كه از آوردن آن هرانسانى عاجز و قاصر است . و براستى در داستان افعى و رفتن او در كفش تو راهنمايى براى كينه‌توز احمق است . و در داستان مرغ بريان دليل روشنى است براى هركه از روى تعمّد با شما دشمنى كند و از خط شما منحرف باشد . و بپرس از او روزيكه بالاى منبر بود و مردم مىترسيدند از اژدهايى . پس فرمود : راه را بر او بازگذاريد كه زيانى نخواهيد ديد از آمدن او به سوى من . پس اژدها آمد و از منبرش بالا رفت در حالى كه همهمه مىكرد به زبان نرم گنهكارى . كيست غير از او كه درونش پر از دانش نهانى باشد ؟ كيست غير از او كه بگويد از من بپرسيد قبل از آنكه مرا از دست بدهيد ؟