تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣

فصل دوم اشعار جمال الدّين خلعى

469 - اشعار جمال الدّين خلعى دربارهء غدير خمّ

قد رقى المصطفى بخمّ علىّ * الاقتاب لا بالونى و لا الحصر
الى ان قال . . .
من كنت مولى له فحيدرة * مولاه يقفو به على اثرى يا ربّ فانصر من كان ناصره * و اخذل عداه كخذل مقتدر
پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) در غدير خمّ بالاى منبرى از جهاز شتران رفت بدون سستى و ناتوانى در سخنورى تا آنجا كه گويد : پيامبر به مردم فرمود : هركس من مولاى او هستم پس حيدر هم مولاى اوست پس بايد پيروى كنيد بعد از من از او اى پروردگارم يارىرسان هركس ياور على است و خوار كن دشمن او را مثل خواركردن توانايى . ملاحظه : اين قصيده 56 بيت دارد كه علّامه امينى در جلد ششم الغدير ، 39 بيت آن‌را آورده است . همچنين علّامه امينى قصائد ديگرى دربارهء غدير خمّ و فضائل اهل بيت از وى آورده است .

470 - داستان شيعه شدن جمال الدّين خلعى

علّامه امينى به نقل از مجالس المومنين قاضى و رياض الجنّه مازنوزى آورده است كه وى از پدر و مادرى ناصبى متولد شد . مادرش نذر كرد اگر خدا به او پسرى دهد روزى او را مأمور كشتن زوّار امام حسين ( عليه السّلام ) كند . چون به دنيا آمد و بزرگ شد او را براى نذرش فرستاد . وى در نواحى مسيّب به كمين زوّار نشست و خوابش برده و قافله زوّار امام حسين ( عليه