تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
نامش نعمان و كنيه‌اش ابو حنيفه است او چراغ امّتم مىباشد » عجلونى در كشف الخفاء ( 1 / 33 ) گفته اين حديث ساختگى است . در مقابل نيز افرادى به مقابلهء با حديث‌سازان برخاسته و ابو حنيفه را رد كردند مانند بخارى در صحيح خود و سفيان بن عيينه كه گفت : خدا لعنت كند ابو حنيفه را كه ريسمان اسلام را گسسته است و در اسلام فرزندى بدتر از او پديد نيامده است ( الانتفاء صفحه 149 ) و از سوى ديگر طرفداران ساير مذاهب اهل سنّت بيكار ننشسته و براى پيشوايان خويش تلاش كردند كه نمونه‌هائى از آن به شرح زير است : 1 - از احمد بن حسن ترمذى آمده است كه : در روضهء مباركه چرتم گرفت پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) تشريف آورد به سويش شتافتم و عرض كردم اختلاف در دين زياد شده است دربارهء رأى ابو حنيفه چه مىفرمائيد ؟ فرمود : اف بر او ، دستش شكسته باد . عرض كردم دربارهء رأى مالك چه مىفرمائيد ؟ دستش را بالا برد و پائين آورد و فرمود : رسيد و خطا كرد . گفتم دربارهء رأى شافعى چه مىفرمائيد ؟ فرمود : پدرم فداى پسر عمّم كه سنّتم را احياء كرد ( تاريخ بغداد 6 / 69 ) 2 - حنفىها از طريق ابى هريره از پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) حديث مىسازند . به زودى در امّتم مردى پيدا مىشود كه نامش ابو حنيفه است و او چراغ امّتم هست و به زودى در امّتم مردى پيدا مىشود كه نامش محمّد بن ادريس است فتنهء او بر امّتم بيشتر از فتنهء ابليس است ( تاريخ بغداد 5 / 309 ) 3 - مالكىها نيز روايتى از پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) ساخته‌اند كه : اگر مردم تمام كره زمين را بگردند اعلم از عالم مدينه نمىيابند و آن را تطبيق بر مالك بن انس مىكنند ( ابن الحوت در اسنى المطالب صفحه 14 آورده و گفته از موضوعات است ) . 4 - حنبلىها نيز چنان دربارهء امامشان غلو كردند كه مدينى دربارهء احمد بن حنبل گفت : خداوند اين دين را با دو مرد عزت بخشيد كه سومى ندارند ابو بكر صديق در رده و احمد بن