21 - حرف هاء : نه نفر بعنوان نمونه « هشام بن عمار ابو الوليد سلمى متوفى 245 فقيه ، خطيب ، محدث دمشق بوده كه ابو داود گفته او 400 حديث نقل كرده كه اصلى براى آنان نيست .
( شذرات الذهب 2 / 110 )
22 - حرف واو : شش نفر بعنوان نمونه « وهب بن وهب قاضى ابو البخترى قرشى مدنى متوفى 199 يا 200 ه دروغگوترين افراد ، كذّاب ، خبيث ، دشمن خدا و حديثساز بوده و تمام شب را حديث مىساخته . . . » ( تاريخ بغداد 13 / 454 ، لسان الميزان 6 / 232 ، . . . )
23 - حرف ياء : 23 نفر بعنوان نمونه « يعقوب بن اسحاق بيهقى كه برايش انبساطى در آشكاركردن دروغ بوده و لذا محدثين تمام آنچه از او نوشتهاند را دور انداختهاند » ( تاريخ بغداد 14 / 290 )
24 - كنيهها : ( افراديكه با كنيه ذكر شدهاند ) 17 نفر بعنوان نمونه « ابو المهزم كذّاب بوده است » ( اللئالى المصنوعه 14 / 199 )
434 - ساختن حديث براى تقرّب به خدا ! !
علّامه امينى پس از نقل 700 نفر جاعلين حديث اضافه مىكند : اينها قطرهاى از درياست كه شايد خواننده محترم آن را بزرگ شمارد غافل از اينكه نسبت دروغ دادن به پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) و صحابه و تابعان پيش بسيارى از علماء اهل سنّت منافاتى با زهد و تقوى ندارد ، بلكه آن را عامل قرب به خدا مىدانند و از اينجاست كه يحيى بن سعيد قطان مىگويد : دروغ را در كسى بيشتر از آنكه منسوب به خير و زهد است نديدم ( اللئالى المصنوعه سيوطى جلد 2 ) و قرطبى در التذكار صفحه 155 گفته التفاتى به اخبار نادرستى كه حديثسازان دربارهء فضيلت سورههاى قرآن و ديگر اعمال ساخته نبايد كرد زيرا آنها چنين عملى را به عنوان قصد قربت و ترغيب مردم به اعمال نيك نمودند چنان كه به ابى عصمه گفته شده از كجا از عكرمه و ابن عباس در فضيلت يكايك سورههاى مطالب را نقل كردى ؟ گفت : ديدم مردم از قرآن اعراض كرده و سرگرم به