تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠

فصل پنجم اشعار سيّد شريف مرتضى

346 - اشعار شريف مرتضى دربارهء غدير خمّ

و بمرحب ألوى فتى ذو جمرة * لا تصطلى و بسالة لا تقترى ان حزّ حزّ مطبّقا او قال قال * مصدّقا او رام رام مطهّرا فثناه مصفرّ البنان كانّما * لطخ الحمام عليه صبغا اصفرا شهق العقاب شبلوه و لقد هفت * زمنا به شمّ الذّوائب و الذّرى امّا الرّسول فقد ابان ولاءه * لو كان ينفع حايرا ان ينذرا أمضى مقالا لم يقله معرّضا * و اشاد ذكرا لم يشده معذّرا و ثنى اليه رقابهم و اقامه * علما على باب النّجاة مشهّرا و لقد شفى يوم الغدير معاشرا * ثلجت نفوسهم و اودى معشرا
جوانمردى چون اخگر سوزان با صولت شير ژيان تكاور به سوى مرحب راند . كه اگر بر كمر زند دو نيم كند . اگر بر تارك زند دو شقه سازد هرچه خواهد كند . سرد و بىرنگ از صدر زينش نگون كرد . هيولاى مرگ غبار زردگون بر جسدش افشاند . عقاب پاره‌هاى تنش را به آسمان برد . پيش از آن قلّه‌هاى افراشته بر قامت بلندش حسد برد . رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) اعلام كرد كه او سالار امت است اگر مردم سرگشته را اعلام خطر مفيد افتد . سخن را بىپرده گفت ، نه با كنايه ، نامش را با صداى بلند و رسا برد و با وجد و علاقه برابر ديدگانشان به‌پا داشت بر جادّهء رستگارى رهنما و رهبر ساخت . بروز غدير قلب مؤمنان شفا بخشيد آبى خنك بر دلها پاشيد جمعى دگر در گرداب بلا نگون ساخت . ملاحظه : علّامه امينى پس از نقل اين قصيده كه 48 بيت است اضافه مىكند اين اولين قصيده
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 430 | رضا معراجي