مصيبة سيقت الى احمد * ورهطه فى الملاء الاعظم
رزء و لا كالرّزء من قبله * و مولم ناهيك من مولم
مصيبتى فرود آمد كه احمد و خاندانش در ملاء اعلى به ماتم نشستند .
غمى كه از آن جانكاهتر نباشد . دردى كه مغز جان را بسوزاند .
350 - اشعار شريف مرتضى در اندوه روز عاشورا
وى قصيدهاى 47 بيتى در اينباره سروده است كه از جملهء آنها ابيات زير است :
ايا يوم عاشورا كم بفجيعة * على الغرّ آل اللّه كنت نزولا
دخلت على ابياتهم بمصابهم * الا بئسما ذاك الدخول دخولا
نزعت شهيد اللّه منّا و انّما * نزعت يمينا او قطعت تليلا
قتيلا وجدنا بعده دين احمد * فقيدا و عزّ المسلمين قتيلا
احبّكم ال النّبى و لا أرى * و كم غد لونى عن هواى عديلا
اى روز عاشورا چه فاجعهها كه بر آل اللّه فرود نياوردى
جام مرگ به دست گرفتى و در خانه و كاشانهء آل عبا مهمان گشتى اى ناخجسته مهمان
سرور شهيدان را از ميان ما بردى ، سرها از تن جدا كردى
شهيدى كه با فرو افتادن قامتش دين احمد ( صلّى اللّه عليه و آله ) فرو افتاد و عزّت مسلمين پايمال شد .
شما را دوست دارم و ملامت مردم را به چيزى نخرم .
351 - اشعار شريف مرتضى در پندواندرز
وى قصيدهء بسيار جالبى در پندواندرز در 45 بيت سروده است كه بعضى از ابيات آنرا توجه