و نقض پيمانى كه در حقت روا دانستند بدعتى بود كه بر سبيل شرع معتبر دانستند .
تو حق خود وانهادى و گرنه درمىيافتند كه چسان دماغهاى به خاك آلوده درهم كوفته مىشد .
به حمايت از دين راه صبر در پيش گرفتى آنان به خواب اندر شدند و تو بيدار ماندى .
ملاحظه : 1 - از اين قصيده 49 بيت همچنين دو غديريهء ديگر به ترتيب 35 و 22 بيت آنرا علامهء امينى نقل نمودهاند كه علاقمندان مىتوانند به جلد چهارم الغدير مراجعه كنند .
344 - اشعار مهيار ديلمى دربارهء كربلا :
و ليت دمى ما سقى الارض منك * يقوت الردّى و اكون الردّى
و ليت سبقت فكنت الشّهيد * امامك يا صاحب المشهد
عسى الدّهر يشفى غدا من عدا * ك قلب مغيظ بهم مكمد
عسى سطوة الحق تعلو المحال * عسى يغلب النّقص بالسّودد
و قد فعل اللّه لكنّنى * ارى كبدى بعد لم تبرد
بسمعى لقائمكم دعوة * يلبّى لها كلّ مستنجد
انا العبد ولاكم عقده * اذا القول بالقلب لم يعتد
و فيكم و دادى و دينى معا * و ان كان فى فارس مولدى
كاش مرگ از خون من سيراب مىشد و خون تو نمىريخت .
اى شهيد كربلا ، كاش بودم و در برابرت به خاك و خون مىتپيدم .
شود كه روزگار اين دل پردرد را از دست دشمنانت تشفى دهد .
شود كه شوكت حق بر باطل چيره شود ، شود كه افراد پست مغلوب آزاده شود .
اين آرزوها با دست خدا برآورده مىشود ولى هنوز جگر من تفديده و داغدار است .
شنيدم كه قائم شما را نداى علامتى است كه هرصاحب شهامتى پاسخ گويد .
من بردهء شما و تاروپود قلبم به شما گره خورده ، آنگاه كه اعتراف ديگران قلبى نباشد .