فصل بيستم اشعار جعفر بن حسين
327 - اشعار جعفر بن حسين دربارهء غدير خمّ :
وى غديريهاى دارد كه در ضمن آن آمده است :
اضننتها ارث النّبىّ * فما اصبت و لا كرامة
انّ الامامة بالنّصوص * لمن يقوم بها مقامه
كمقاله فى يوم خمّ * لحيدر لمّا اقامه
من كنت مولاه فذا * مولاه يسمعهم كلامه
سل عنه ذا خبر به * فلتذهبنّ اذا ندامه
فهو الّذى بحسامه * للنّقع قد جلىّ قتامه
فى يوم بدر اذ شكا * سادات مالككم صدامه
و انين والدهم و قد * منع النّبىّ به منامه
انّ الامام لديننا * من شاده و بنى دعامه
فى كلّ معترك اذا * شبّ الوغى اطفى ضرامه
فتّاح خير بعدما * فرّ الذى طلب السّلامه
تاللّه لو وزن الجمي * ع لما وفوا منه القلامه
آيا پنداشتى امامت ميراث پيامبران است نه حق گفتى . نه شايسته تكريم شدى .
امامت به نصّ رسول است كه قائم مقام اوست .
چونانكه در غدير خم با حيدر فرمود آنگاه كه او را بهپا داشت .
هركه را من مولا و سرور اويم اين على مولا و سرور اوست و كلامش را به همه رساند .
از صاحب خبرى بپرس تا بدانى و سرانگشت ندامت به دندان گيرى .
اوست كه با شمشير برّان در پهنهء پيكار غبار غم از چهرهها زدود