در روز بدر كه سرورانت از ضرب بازويش به ستوه آمدند .
پدرشان از عباس در بند اسارت با ناله و فغان خواب او چشم پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) را ربود .
در آئين ما پيشوا و رهبر آن كسى است كه پيامبر علنا نام برد و اركان امامتش را استوار سازد .
اوست قلعهگشاى خيبر بعد از آنكه ديگران با فرار راه سلامت جستند .
به خدا سوگند اگر جهانيان را با او مقياس گيرند با سرناخنش برابر نيستند .
ملاحظه : 1 - اين اشعار پاسخى است به مروان بن ابى حفصه كه اشعارى در حضور متوكل مىخواند مبنى بر اينكه جانشينى پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) ارث شما عباسيان است نه از آن داماد پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) و دخترش و . . . كه متوكّل را خوشآمد و به او فرماندارى بحرين و يمامه را عطا كرد و چهار خلعت در حضور همگان بر تن او كرد . 2 - اين اشعار در اعيان الشيعه ( 18 / 446 ) آمده است .
328 - زندگينامه جعفر بن حسين :
از پاسخ وى معلوم مىشود شيعهاى مدافع اهل بيت بوده است ولى علّامه امينى مىنويسد به گمان اينكه شاعر ما از فرزندان ابو عبد اللّه حسين بن حجاج بغدادى يا از معاصرينش باشد او را در شمار غديريهسرايان قرن چهارم ياد كرديم و بيش از اين از شرححال او اطلاعى به دست نياورديم .
ايضاح : علّامه امينى پس از نقل اشعار اين 20 نفر در قرن چهارم اضافه مىكند غديريههاى فراوانى از سرودههاى قرن چهارم به دست آوردهايم ولى چون به شرححال سرايندگان آن واقف نشديم از آوردن آن صرفنظر كرديم .