است و او هم دستور داد كتب كلامى آن را جدا كرده و سوزاندند . 9 - وى اولين وزيريست كه صاحب لقب گرفت ابتدا چون در مصاحبت ابو الفضل بن العميد بود به او صاحب بن العميد مى گفتند بعدها كه خود متولّى مقام وزارت شد اين لقب برايش ماند ، ولى به نوشته صابى در كتاب تاجى او را به اين علت صاحب گفتند كه از كودكى در مصاحبت مؤيد الدوله فرزند بويه بود و هم او ، وى را صاحب ناميد و اين لقب براى او مشهور شد و بعدها هركه به مقام وزارت رسيد او را صاحب گفتند وى ابتدا در سال 347 تا 366 به عنوان منشى مؤيد الدّوله مشغول شد و سال 347 با او به بغداد رفت و سال 366 به وزارت منصوب شد و بعد از مرگ مؤيد الدّوله به سال 373 با برادرش فخر الدّوله به عنوان وزير به رى آمد كه مركز حكومت بود . وى در زمان وزارت به علماء و ادباء بسيار عطا مىداد براى هررسالهء شيوا يك كيسهء زر ، مىداد ، در ماه مبارك رمضان هرشب 1000 نفر را افطار مىداد ، مردمدارى و اخلاق نيك و عطاياى وى باعث شد كه پانصد نفر از شعراء او را مدح كنند كه علّامه امينى 43 نفر از آنها را با قسمتى از ابياتشان كه براى صاحب بن عباد سرودهاند آورده است و به نقل حموى خودش گفته من با 100 هزار قصيدهء عربى و فارسى ستوده شدهام و اللّه العالم
10 - درباره مذهب او هيچ شك و ترديدى بر شيعه بودن او نيست و علّامه مجلسى اول و دوم و سيد رضى الدّين ابن طاوس و شيخ حر عاملى و ابن شهرآشوب و شهيد دوم و شيخ صدوق و شيخ مفيد به آن تصريح نمودهاند و بعضى به خاطر جانبدارى وى از جاحظ در ادبيات نسبت معتزله به او دادند كه اشعار و زندگى او بهترين گواه بر شيعه بودن اوست . 11 - وى در شب جمعه 24 صفر 385 در رى وفات يافت تشييع باشكوهى از او به عمل آمد پيشاپيش تشييع كنندگان فخر الدوله بود ، ابو القاسم رضى بر او نماز خواند و بعد او را به اصفهان منتقل كردند و در قبهء دريه مشهور به طوقچى دفن نمودند و اشعار زيادى در ماتم او توسط شعراء نامى گفته شد كه علاقهمندان براى مطالعهء آن و ساير مسائل مربوطه كه علّامه امينى از بيش از 30 كتاب آورده به جلد چهارم الغدير مراجعه كنند و ما در اينجا با ذكر چند خاطره و حكايت شيرين
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 384
مساهمون: رضا معراجي
ص٣٨٤