من درختى هستم كه فاطمه شاخهاش و على لقاحش و حسن و حسين ميوهاش و شيعيان برگهايش ، ريشه درخت در بهشت و بقيهاش در جاهاى ديگر بهشت است .
179 - يك خيانت آشكار
علّامه امينى به بررسى يك خيانت تاريخى كه توسط مستشرق مسيحى اميل در منگام در كتاب زندگانى محمّد ( ص ) صورت گرفته پرداخته و ضمن محكومكردن مترجم آن عادل زعيتر كه كتاب مذكور را بدون ردّ بر آن در پاورقى ترجمه كرده و اين سمّ را در روح جامعهء متدين رواج داده است . اما خيانت تاريخى كه در آن كتاب صورت گرفته است عبارت است از : « فاطمه قيافهاى گرفته و از نظر زيبائى رقيه بر او ترجيح داشت چنان كه هوش زينب از او بيشتر بود ( منظور خواهران حضرت فاطمه است ) هنگاميكه فاطمه از پشتپرده شنيد على ابن ابيطالب از او نام مىبرد ناز آشكارى نشان داد . فاطمه على را مردى زشترو با همه دليريش كممايه مىدانست و در عين حال على علاقهاش به فاطمه بيشتر از علاقه فاطمه نبود . على چهرهاش زيبا نبود و . . . على نالهكنان براى آبيارى درختهاى خرماى يكى از يهوديان در مقابل مشتى خرما آب مىكشيد . وقتى به خانه برمىگشت با تندروئى به همسرش مىگفت بخور و بفرزندانت بخوران و على از اينكه پيامبر او را در كارهاى بزرگ بهحساب نمىآورد نگران بود زيرا پيامبر هرچند زدن گردن اشخاص را به او واگذار مىكرد ولى هيچگاه فرماندهى را به او واگذار نمىكرد .
دو داماد ديگر پيامبر از بنىاميه عثمان و ابو العاص بيش از على سازگار بودند . « 19 »
هامش
( 19 ) - يكى از راههاى جلوگيرى از پيشرفت اسلام در ميان امتهاى ديگر خصوصا مسيحيان كه روزانه تعدادى از آنها با بررسى اسلام و مسيحيت و خرافات كنونى آن به اسلام مىگروند ، به كار گرفتن مزدوران قلمبدستى است كه اسلام را زشت معرفى كنند كه نويسنده كتاب زندگانى محمّد يكى از آنها بوده و مطالب زشتى آورده است كه نتوانستم بعضى از آنها را ذكر كنم . ولى وقتى اين سطور را مشغول بودم به ياد امام خمينى افتادم كه چگونه