فصل چهارم اشعار امق مسيحى
176 - اشعار امق مسيحى در اثبات ولايت حضرت على ( عليه السّلام ) در غدير خمّ
اليس بخمّ قد اقام محمّد * عليّا باحضار الملا في المواسم
فقال لهم من كنت مولاه منكم * فمولاكم بعدي عليّ بن فاطم
فقال الهي كن ولّي وليّه * و عاد أعاديه علىرغم راغم
الى ان قال
و كنت احقّ النّاس بعد محمّد * و ليس جهول القوم في حكم عالم
مگرنه اين است كه در خم پيامبر على ( عليه السّلام ) را بهپا داشت در حضور بزرگان در موسم حج . پس گفت : به آنها هركس من مولاى اويم پس مولاى او بعد از من على پسر فاطمه است .
پس گفت : خدايا باش دوست دوست او و دشمن باش دشمن او را .
شاعر ادامه مىدهد تا
تو اى على شايستهترين كس بعد از محمّد بودى زيرا جاهل و عالم يكسان نيست .
ملاحظه : شاعر از علماء قرن سوم است .
177 - علماء مسيحى كه دربارهء اسلام كتاب نوشتهاند .
علّامه امينى در پاسخ به اين سؤال كه چگونه ممكن است يك مسيحى كه اعتقادى به اسلام ندارد چه رسد به خلافت على ( عليه السّلام ) تا دراينباره شعر بگويد ؟ مىگويد : ما علماى زيادى از مسيحيان را داريم كه دربارهء پيامبر ( ص ) و وصى او در كتب خود مدح و ثنا گفتهاند مانند :