5 - منذر بن جارود كه جنگجويان را در زاويه ديده در توصيف خود آورده سپس يكهتازى بر اسب سرخگونسوار در حالى كه جامهاى سپيد بر تن داشت از مقابل ما گذشت . كلاهى سفيد و عمامهاى زرد بر سر و تيروكمان بر دوش و شمشيرى بر كمر بسته بود و پاهايش بر زمين مىكشيد در بين هزاران سپاهى پرچمى زردرنگ به دست داشت گفتم اين كيست ؟ گفته شد : اين قيس بن سعد بن عباده است .
6 - قيس در جنگ صفين دوبار به افرادى كه با روپوش شبيه معاويه بودند حمله كرد و آنها را كشت و بعد كه فهميد آنها معاويه نبودند ضمن اشعارى مىگفت
نزد من آى براى جنگ تو مثل پيرهزن در شب تار مىدوى .
94 - بصيرت و سخنورى قيس
وقتى حضرت على ( ع ) اراده جنگ با معاويه و اصحابش نمود مهاجر و انصار را جمع نمود و فرمود : مىخواهيم به جنگ شاميان برويم نظرات خود را بگوئيد قيس بن سعد برخاست و بعد از حمد و ثناى الهى عرض كرد :
يا امير المؤمنين انمكش بنا الى عدوّنا و لا تعرّج فو اللّه لجهادهم احبّ الىّ من جهاد التّرك و الرّوم لادّهانهم فى دين اللّه و استذلالهم اوليا اللّه من اصحاب محمّد ( ص ) من المهاجرين و الانصار و التّابعين بالاحسان اذا غضبوا على رجل حبسوه او ضربوه او حرموه او سيّروه فيأنا لهم فى انفسهم حلال و نحن لهم فيما يزعمون قطين . . . ( كتاب صفين ص 50 )
با ما بهسوى دشمنانمان حركت كن و لحظهاى درنگ مكن به خدا قسم پيكار با آنها نزد من دوستداشتنىتر از پيكار با كفار روم و ترك است زيرا در دين خدا سهلانگارى كرده دوستان خدا و ياران پيامبر ( ص ) از مهاجر و انصار و تابعين را خوار و ذليل نموده هرگاه مردى مورد غضب آنها واقع مىشد او را زندانى نموده يا مىزدند يا محروم از بيتالمال نموده يا تبعيد مىكردند اموال ما از نظر آنان برايشان حلال و ما را بنده خود دانند .
2 - در جنگ نهروان با خوارج سخن گفت و آنها را راهنمايى نمود به او گفتند : كسى مثل عمر