طغيانگر حزب شيطاناند . آن كسى كه ما و دشمنانمان را مساوى بداند ، از ما نيست . » « 1 »
و امام مجتبى ، سبط پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، سيد جوانان اهل بهشت ، در خطبهء خويش مىفرمايد :
« دربارهء ما ، از خدا بترسيد كه ما اميران و رؤساى شما هستيم . » « 2 »
[ 3 - سخنى از امام زين العابدين در اين باره . ]
3 - امام سجاد ، على بن الحسين عليه السّلام ، هرگاه اين آيه را تلاوت مىفرمود ؛
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ ؛
اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، تقوا پيشه كنيد و با صادقان باشيد » « 3 » بسيار دعا مىكرد ؛ دعايى كه مشتمل بر درخواست ملحق شدن و رسيدن به درجه صادقان و درجات بلند بود . اين دعا شامل سختىها ، مشكلات و بدعتهايى است كه بدعتگذاران در دين داخل كرده بودند ، يعنى كسانى كه از ائمهء دين و شجرهء نبوت كناره گرفتند .
سپس اضافه مىفرمايد : « ديگران دربارهء ما تقصير كردند و براى توجيه عمل خلافشان ، به متشابهات قرآن استدلال كرده و طبق آراى خود ، آنها را تأويل و تفسير نمودند ؛ و اخبار و سنت مسلّم پيامبر را دربارهء ما مورد گفتوگو و ايراد قرار دادند . »
تا آنجا كه مىفرمايد : « بنابراين مسلمانهاى آينده به چه كسى پناه برند ؟ با اينكه نشانهها و آثار اين ملت به كهنگى گراييده و امت به تفرقه و اختلاف خو گرفته است و بعضى ، بعض ديگر را تكفير مىكنند ، درحالىكه خداوند مىفرمايد : « همچون كسانى مباشيد كه از هم پراكنده شدند و پس از آمدن معجزات و دليلهاى روشن ، اختلاف نمودند . » « 4 »
بنابراين چه كسى مورد اطمينان است كه حجت خدا را ابلاغ كند ، تأويل و تفسير احكام را بيان نمايد ؟
آيا كسى جز همرديفان و همسنگهاى قرآن ، فرزندان ائمهء هدى عليهم السّلام و چراغهاى
هامش
( 1 ) - اين سخن را عدهء زيادى نقل كردهاند ، از جمله « ابن حجر » ، در آخر باب خصوصيات ائمه ، از كتاب صواعق ، صفحهء 142 آن را ذكر كرده و سخنان اراجيفى گفته است .
( 2 ) - ابن حجر ، در آخر باب وصاياى پيامبر صلّى اللّه عليه و سلّم دربارهء آنها در كتاب صواعق ، صفحهء 137 ، اين سخن را نقل كرده است .
( 3 ) - توبه ، آيهء 119 .
( 4 ) - آل عمران ، آيهء 105 .