ملاقات يكى از اعلام و بزرگان مبرز آن ديار نايل شدم ؛ ملاقات با انسانى برومند ، با عقلى واسع ، خويى نيك ، دلى زنده ، دانشى به وسعت دريا و مقامى بلند ، شخصى كه زعامت دينى آنجا را بر عهده داشت و حقّا لايق آن نيز بود .
چقدر خوب است كه علما و دانشمندان با روحى پاك ، سخنى خشنود ، سازنده ، و اخلاقى پيامبرگونه با يكديگر برخورد كنند ؛ چرا كه هرگاه دانشمندان چنين لباس زيبايى بر تن و روح خود بپوشانند ، خودشان ، در خوشى و نعمت ، و مردم ، در امنيت و آسايش و رحمت قرار خواهند گرفت . كسى راز خود را از چنين عالمى نمىپوشاند و از بيان اسرار خود در حضورش امتناع نمىورزد .
آرى ، اين عالم بزرگ و پيشواى مصر چنين شخصى بود و مجالس ما با يكديگر چنان بود كه بايد سپاس آن را به گونهاى بگوييم كه پايانى در آن تصور نشود .
من درد دل و ناراحتىام را با او در ميان گذاشتم و او شكايت همين ناراحتى خود را به من نمود . ساعتى موفقيتانگيز بود ، از خداوند خواستيم كه با لطف خود ، آنچه را موجب اتفاق كلمه و از بين بردن تشتت و پراكندگى امت مىشود ، در خاطرمان آورد و هستهء اصلى آن را به عقل و روح ما الهام فرمايد .
آنچه ما دو نفر در آن اتفاق نظر داشتيم اين بود : دو طايفه ، شيعه و سنى ، مسلمانند و بدون ترديد ، به دين حنيف اسلام معتقدند . بنابراين آنها نسبت به آنچه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آورده مساوىاند و اختلافى ندارند - اختلافى كه موجب افساد در تلبس به اساس اسلام باشد ، در هيچ اصل اختلافى در بين نيست ، هيچ نزاعى در ميان آنان وجود ندارد ، جز آن مقدار اختلافى كه مجتهدان در طرز استنباط احكام ، از كتاب ، سنت ، اجماع و دليل چهارم ( عقل ) ، دارند .
و اين اختلاف جزئى به حدّى نيست كه موجب شقاق و دورى شود يا امت را در گودال و درهء عميق هلاكت ساقط نمايد . بنابراين چه چيز باعث شده است كه شراره خصومت و اختلاف ، از زمانى كه اين دو نام ( سنى و شيعه ) به وجود آمده تا آخرين دورانها ، بين اين دو گروه زبانه كشد ؟
ما اگر در تاريخ اسلام دقت و بررسى مىكرديم و عقايد ، آرا و نظرياتى را كه پيدا شده
المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 33
مساهمون: السيد عبد الحسين شرف الدين
ص٣٣