باب خود ابتكارى است .
از آنچه برشمرديم ، وسعت اطلاعات اين شخصيت عظيم را در ادبيات ، منطق ، تاريخ ، حديث ، تفسير ، رجال ، انساب ، فقه ، اصول و كلام دانستيد . و توجه نموديد كه ، ضمن اين آگاهىها ، از ذوق و سليقه ، بيان و قلم نيز كاملا برخوردار بوده است . همين است كه او را به صورت يك شخصيت بزرگ در جهان اسلام جلوه داده است .
اخلاق او
از نظر اخلاق ، بايد گفت : آنچه از محاسن اخلاق به شمار آيد ، داشته و از رذايل اخلاقى به دور بوده است . مردى با سعهء صدر ، نرمخو ، قوى القلب و پرابهت ، آنگونه كه ناخودآگاه انسان به احترامش وادار مىشده ، گرچه او را نمىشناخته است .
دربارهء حق ، سختگير و از هيچكس جز حق طرفدارى نمىكرد ، انسانى متواضع و بزرگوار بود . انصاف در وجودش حكمفرما بود ، بين فقير و غنى ، خويشاوند و دور مساوات قايل بود ، تنها حق را مىديد و علاقهاش به كسى مانع اجراى حق نبود .
به همين جهت ، مىگوييم : او ، در ورع ، صفاى نفس ، پاكدلى ، و حقگويى ، اسوه و پيشوا بود . و در عين پاكدلى ، از كسى فريب نمىخورد . دورانديش و تيزهوش بود ، در عين قوت قلب ، مهابت و شجاعت ، از توجه به حرفهاى زياد عوام الناس و گوش دادن به آنها خسته نمىشد و بر آنان عصبانى نمىشد .
مسافرتهايش
وى در سال 1329 و 1330 ه ق - چنانكه اشاره شد - به مصر رفت . اين مسافرت نتيجهء پرارزشى به بار آورد كه همين كتاب است ؛ زيرا در آنجا با علما و دانشمندان مصرى ، مخصوصا شيخ سليم بشرى مالكى ، رييس جامعة الازهر ، به بحث نشست و اين كتاب ارزشمند را نتيجه داد .
در سال 1328 ه . ق به مدينهء منوره مسافرت كرد و قبر نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله و ائمهء بقيع عليهم السّلام را زيارت كرد .