رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله خشمگين از خانه خارج شده و فرمود : « چرا گروهى مىخواهند از على بدگويى كنند ؟ منظورشان چيست ؟ كسى كه بغض على در دل گيرد بغض مرا در دل گرفته و كسى كه از على جدا شود از من جدا شده است على از من است و من از اويم ، او از گل من آفريده شده و من از طينت ابراهيم ، و من از ابراهيم برترم . « 1 » ذريهاى هستند كه بعضى از بعض ديگر گرفته شدهاند ، و خداوند سميع و عليم است . اى بريده ، مگر نمىدانستى كه على عليه السّلام بيش از جاريهاى كه گرفته ، سهميه دارد ؟ او پس از من ولىّ شماست . » « 2 »
ترديدى در صدور اين حديث نيست و طرق نقل آن تا بريده زياد است و همهء طرق آن نيز معتبر است .
[ 4 - حديث خصائص دهگانه ؛ ]
4 - و مانند آن ، حديثى است كه حاكم از ابن عباس نقل نموده است . حديث بس گرانبهايى است كه در آن ده خصيصه و امتياز براى على آمده است ، از جمله اينكه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به على فرمود : « تو ولىّ تمام مؤمنان پس از من خواهى بود . » « 3 »
[ 5 - حديث على ؛ ]
5 - و همچنين سخن ديگرى كه پيامبر به او فرمود - و در ضمن حديثى آمده است - :
« اى على ، از خداوند پنج چيز برايت خواستم ، چهارتاى آن را عطا فرمود و يكى را نداد . . . و از ميان آنچه به من عنايت فرمود اين بود كه : تو ولىّ مؤمنان پس از من باشى . » « 4 »
[ 6 - حديث وهب ؛ ]
6 - و همچون حديثى كه ابن سكن از وهب بن حمزة نقل كرده است - آنطور كه در
هامش
( 1 ) - خبر دادن از اينكه على از طينت پيامبر آفريده شده و به حكم ضرورت ، آن حضرت از على بالاتر است ، با ذكر اينكه من از طينت ابراهيم عليه السّلام هستم ، اين توهم را به وجود مىآورد كه ابراهيم از آن حضرت بالاتر باشد و چون خلاف واقع بود ، براى دفع اين خيال تصريح فرموده كه من از ابراهيم برترم .
( 2 ) - ابن حجر اين حديث را از طبرانى در صفحهء 103 صواعق در اثناى كلامش در مقصد دوم از مقاصد آيهء چهاردهم از آياتى كه در باب 11 صواعق ذكر نموده ، نقل كرده است ، اما همينكه به جملهء « مگر نمىدانستى بيش از يك جاريه به على عليه السّلام مربوط است ؟ » رسيد ، قلمش متوقف شده و هواى نفسش بر او چيره گرديده ، لذا گفته است : « الى آخر الحديث » . البته اين عمل از امثال ايشان تعجبآور نيست . « الحمد للّه الّذى عافانا . »
( 3 ) - حاكم در اول صفحهء 134 ، جزء سوم مستدرك آن را آورده و ذهبى در تلخيص آن درحالىكه به صحت آن اعتراف نموده ، آن را نقل كرده است ، نسايى در صفحهء 6 خصائص العلويه و امام احمد در صفحهء 331 ، جزء اول مسند آن را آورده است و ما عين الفاظ آن را در اول نامهء 26 آورديم .
( 4 ) - اين حديث همان حديث 6048 از احاديث كنز العمال است كه در صفحهء 396 ، جزء ششم آمده است .