بين او و خودش برادرى ايجاد كرده باشد ؟ گفتند : خدا مىداند ، نه . » « 1 »
و هنگامى كه على عليه السّلام در جنگ بدر با وليد روبهرو شد ، وليد از او پرسيد : كيستى ؟
فرمود : « من بندهء خدا و برادر رسولش مىباشم . » « 2 »
و نيز روزى على از عمر - در زمان خلافتش - پرسيد : اگر گروهى از بنى اسرائيل نزد تو آيند و يكى از آنان بگويد من پسر عم موسى عليه السّلام هستم ، آيا تو او را بر سايرين مقدم مىدارى ؟
عمر پاسخ داد : بلى .
على عليه السّلام فرمود : به خدا سوگند ، من برادر و پسر عم رسول خدايم .
عمر عبايش را از دوش برداشت ، پهن كرد و گفت : به خدا سوگند ، تا هنگامى كه باهم هستيم ، نبايد در جايى غير از اين بنشينى .
على همچنان بر روى آن عبا نشست و عمر در حضورش بود تا وقتى كه متفرق شدند ، اين احترام و تواضع به خاطر برادر رسول خدا و پسر عمّش بود . « 3 »
[ 3 - روز مسدود ساختن درها . ]
3 - قلم از اختيار خارج شد و ما را به جاى ديگر كشانيد . حال مىگوييم : آن حضرت ، به بستن درب خانههاى صحابه كه به مسجد باز مىشد ، امر نمود تا آن را از جنب و جنابت منزه دارد ، اما در خانهء على را ، همچنان باقى گذاشت و از جانب خداوند ، براى او در مسجد بودن با حالت جنابت را مباح نمود ، چنانكه براى هارون مباح بود . اين خود ، ما را به عموميت مشابهت بين دو هارون دلالت مىكند .
ابن عباس مىگويد : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در خانههايى را كه به مسجد باز مىشد ، غير از خانهء على ، مسدود ساخت و على عليه السّلام همچنان وارد مسجد مىشد و راه عبورش از آنجا بود و غير از آن راهى نداشت ، درحالىكه جنب بود . « 4 »
هامش
( 1 ) - ابن عبد البر در استيعاب در شرح حال على و عدهء ديگرى از بزرگان آن را نقل كرده است .
( 2 ) - ابن سعد در طبقات ، صفحهء 15 ، قسمت اول از جزء دوم در جنگ بدر آن را نقل كرده است .
( 3 ) - آنطور كه دارقطنى نقل كرده است ، چنانكه در مقصد 5 از مقاصد آيهء« الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى » ،چهاردهمين آيه از آياتى كه ابن حجر در باب 11 صواعق آورده است ، نيز موجود است . به صفحهء 107 آن مراجعه كنيد .
( 4 ) - اين حديث ، طولانى است و در آن ده خصوصيت و امتياز براى على ذكر شده و در نامهء 26 آن را آورديم .