تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
مقامات و ساير شئون ، تعميم دهد .

[ 2 - روز عقد برادرى ؛ ]

2 - و به همين دليل ، على عليه السّلام را برادر خويش انتخاب نمود ، و او را بر ديگران مقدم داشت تا عموميت شباهت دو هارون را [ مقصود على و هارون است ] ، نسبت به برادرانشان محقق سازد ، و سخت علاقه‌مند بود كه هيچ تفاوتى بين آنها نباشد . در حالى كه دو بار پيمان برادرى بين اصحابش برقرار كرد - چنان‌كه گفته شد - در بار اول ابو بكر و عمر برادر بودند و عثمان و عبد الرحمن بن عوف ، اما در بار دوم ابو بكر و خارجة بن زيد برادر شدند و عمر و عتبان بن مالك ، اما على در هر دو بار ، برادر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گرديد - چنان‌كه گفتيم - . در موقعيت فعلى ، استقصاى تمام آنچه در اين باره آمده و طرق آن نيز صحيح است ميسّر نيست . استقصاى آنچه از ناحيهء ابن عباس نقل شده و آنچه از طرف ابن عمر ، زيد بن ارقم ، زيد بن ابى اوفى ، انس بن مالك ، حذيفة بن يمان ، مخدوج بن يزيد ، عمر بن خطاب ، برّاء بن عازب ، على بن ابيطالب و ديگران نقل شده است ، مشكل است . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به او فرمود : « أنت أخى فى الدّنيا و الآخرة ؛ تو برادر منى در دنيا و آخرت . » « 1 » در نامهء بيستم نقل كرديم كه پيامبر بر دوش على عليه السّلام دست گذاشت و فرمود : « اين ، برادر ، وصى و خليفهء من در بين شماست ، از او بشنويد و اطاعت كنيد . » و روزى پيامبر به سوى اصحابش آمد درحالىكه چهره‌اش بشاش و درخشان بود . عبد الرحمن بن عوف سرّ اين خوشحالى را پرسيد . حضرت در پاسخ فرمود : بشارتى از طرف پروردگارم در مورد برادرم و پسر عمويم و دخترم رسيده كه : خداوند فاطمه عليها السّلام را به على تزويج كرده است . . . « 2 » و هنگامى كه سيّدهء زنان با سيّد و بزرگ عترت عروسى كرد ، پيامبر به ام ايمن فرمود : اى ام ايمن ، برادرم را فرا خوان . ام ايمن گفت : او برادر توست و دخترت را به همسرى او
هامش
( 1 ) - حاكم در صفحهء 14 ، جزء سوم مستدرك با دو طريق صحيح طبق شرايط بخارى و مسلم از ابن عمر آن را نقل نموده است . ذهبى در تلخيص آن را صحيح و مسلّم دانسته و ترمذى طبق آنچه از ابن حجر در صفحهء 73 صواعق المحرقه است ، نقل كرده است . به حديث 7 از احاديث فصل 2 باب 9 كتاب صواعق مراجعه فرما . هر كس حديث اخوت را در سيره و اخبار نقل كرده است ، اين واقعه را به‌طور مسلّم نقل نموده است . ( 2 ) - ابو بكر خوارزمى چنان‌كه در صفحهء 103 صواعق آمده ، آن را نقل كرده است .