خطيب از محمّد بن على آجرى ، نقل كرده است كه از ابو داود دربارهء على بن هاشم بن بريد پرسيدم ، وى گفت : دربارهء او از عيسى بن يونس پرسيده شد ، وى پاسخ داد : اينان خاندانى شيعهاند و در آنجا ، دروغ راه ندارد .
خطيب همچنين از ابراهيم بن يعقوب جوزجانى نقل مىكند كه هاشم بن بريد و پسرش ، على بن هاشم ، در مذهبشان غلوّ مىكردند .
من مىگويم : با اين وصف ، پنج نفر از نويسندگان صحاح به احاديث على بن هاشم استدلال نمودهاند . شما مىتوانيد حديث او را در كتاب نكاح صحيح مسلم ، از هشام بن عروه و در استئذان ، از طلحة بن يحيى ملاحظه كنيد .
و نيز احاديثى كه ابو معمر ، اسماعيل بن ابراهيم و عبد اللّه بن عمر بن ابان از او نقل نمودهاند ، در صحيح مسلم موجود است .
احمد بن حنبل و پسران ابو شيبه و گروهى از طبقهء آنها كه على بن هاشم استاد آنها بوده ، از او روايت نقل نمودهاند .
ذهبى مىگويد : وى در سال 181 از دنيا رفته است .
همچنين اضافه كرده است : شايد ، او نخستين استاد احمد بوده كه از دنيا رفته است .
* * *
69 - عمار بن زريق كوفى
سليمانى او را از رافضىها خوانده است ، چنانكه ذهبى در احوال عمار ، در كتاب ميزان الاعتدال به آن تصريح كرده است . و با رافضى بودنش ، مسلم ، ابو داود ، و نسايى به احاديث او استدلال نمودهاند . احاديثى كه او از اعمش ، ابو اسحاق سبيعى ، منصور و عبد اللّه بن عيسى ، نقل كرده است ، در صحيح مسلم موجود است . از نظر مسلم ، ابو الجواب ، ابو الاحوص سلام ، ابن احمد زبيرى و يحيى بن آدم از وى حديث نقل نمودهاند .
* * *