جعفر ضبعى گرفته است اما محمّد بن ابو بكر مقدمى ، نظرش اين بود كه جعفر ضبعى به وسيلهء عبد الرزاق شيعه شده ، و همواره عبد الرزاق را به دليل اين عملش نفرين مىكرد - چنانكه در شرححال جعفر ضبعى در ميزان الاعتدال آمده - و مىگفت : نابود باد عبد الرزاق كه غير از او كسى جعفر را فاسد نكرد - يعنى مذهب تشيع را به او نياموخت - .
ابن معين ، به سخنان عبد الرزاق ، فراوان استدلال مىكرد ، با اينكه وى در پيش رويش به تشيع اعتراف نموده چنانكه دانستى .
احمد بن ابى خيثمه مىگويد : « 1 » به ابن معين گفته شد : احمد مىگويد : احاديث عبيد اللّه بن موسى مردود است ؛ چون او شيعه است .
ابن معين پاسخ داد : به خدايى كه جز او معبودى نيست ، عبد الرزاق در اين معنى ، صد برابر از عبيد اللّه ، بالاتر است و من از عبد الرزاق چندين برابر آنچه از عبيد اللّه شنيدهام ، حديث فراگرفتهام .
ابو صالح محمّد بن اسماعيل ضرارى ، « 2 » گفته است : ما در صنعاء پيش عبد الرزاق بوديم ، به ما گفتند : احمد ، ابن معين و ديگران احاديث عبد الرزاق را مقبول نمىدانند يا از قبول آن كراهت دارند و اين به دليل شيعه بودنش است . از اين خبر سخت غمگين شديم و با خود گفتيم : ما براى فراگرفتن دانش و حديث از عبد الرزاق خرجها كرديم ، رنج مسافرت ، خستگى و كوفتگى سختى را متحمل شديم ( سرانجام همه بىفايده شد ) .
سپس من در ايام حج به همراه حاجيان به مكّه رفتم . در آنجا يحيى بن معين را ملاقات كردم و مطلب را از او پرسيدم . گفت : اى ابو صالح اگر عبد الرزاق مرتد شود و از اسلام خارج گردد ، احاديث او را ردّ و رها نخواهيم كرد .
ابن عدى گفته است : « 3 » احاديثى در فضايل ( اهل بيت عليهم السّلام ) نقل كرده كه هيچكس با آنها موافقت ندارد « 4 » و عيبها و ناروايىهايى براى غير از ( اهل بيت ) برشمرده است كه همه
هامش
( 1 ) - چنانكه در شرححال عبد الرزاق در ميزان الاعتدال آمده است .
( 2 ) - باز چنانكه در شرححال عبد الرزاق در ميزان الاعتدال آمده است .
( 3 ) - آنطور كه در شرححال عبد الرزاق در ميزان الاعتدال آمده است .
( 4 ) - افراد منصف در نقل اين فضايل با او موافقت دارند . و در كتب صحاح آنها را با نشاط آوردهاند . تنها