صاحب نوشتهها و تأليفات گرانقدرى دارد كه از جملهء آنها بايد كتاب المحيط را نام برد كه در علم لغت و در هفت جلد ، به ترتيب حروف الفبا ، تنظيم شده است . او داراى كتابخانهء بىنظيرى بوده است . دليل آن پاسخى است كه به نوح بن منصور ، يكى از سلاطين سامانى ، داده است ؛ چرا كه نوح ، ضمن نامهاى ، از وى تقاضا مىكند كه وزارت و تدبير امور مملكتش را بپذيرد و او چنين اعتذار مىجويد كه براى نقل كتابهاى ويژه و مورد نيازش كه بايد همه جا همراهش باشند ، چهارصد شتر لازم است ، و اين خود زحمت و مشكلاتى در پى دارد . از اينجا مىتوان عظمت كتابخانهاش را درك كرد ، يعنى مىتوان يافت كه ميزان كتابهاى غير ويژهاش چقدر بوده است .
فعلا ، همين مقدار از شرح حال او براى مقصود ما كافى است .
* * *
8 - اسماعيل بن عبد الرحمن ابن ابى كريمهء كوفى ،
آن مرد مفسر كه به سدّى مشهور و معروف است .
ذهبى در كتاب ميزان ، گفته است : « او را شيعه دانستهاند . » سپس از حسين بن واقد مروزى چنين نقل مىكند كه شنيده است : سدّى به ابو بكر و عمر دشنام مىداده است . با اين وصف ، ثورى ، ابو بكر بن عيّاش و عدهاى از اين طبقه از وى روايت نقل مىكنند و مسلم و اصحاب سنن اربعه ، به گفتههايش استدلال مىكنند و رواياتش را مورد اعتماد مىدانند .
احمد او را توثيق كرده است . و ابن عدى گفته است : بسيار راستگوست .
يحيى قطان گفته است : عمل به رواياتش عيبى ندارد .
و يحيى بن سعيد گفته است : من كسى را نديدم كه از نام سدّى جز به نيكى ياد كند . و اضافه كرده است : هيچ كس او را چنين رها نكرده است كه به روايتش عمل نكند .
ابراهيم نخعى از كنار سدّى گذشت ، درحالىكه سدّى قرآن را تفسير مىكرد ، و گفت : به روش قوم ، تفسير قرآن مىگويد ( يعنى بنابر مذهب شيعه قرآن را تفسير مىكند ) .
چنانچه به شرح حال « سدّى » در كتاب ميزان الاعتدال مراجعه كنى ، آنچه را اجمالا