وى در سال 174 ه . ق در بغداد بدرود حيات گفت . شيعه بودن وى معروف و مشهور است ، حتى به وى چنين نسبت دادهاند كه گفته است :
آنكه از جانب طور ايمن موسى عليه السّلام را صدا زده است ، على بن ابيطالب عليه السّلام بوده است . و مىگفته است : اول و آخر ، ظاهر و باطن على بن ابيطالب است .
البته اين مطلب از اراجيف و دروغهايى است كه دروغگويان به دليل آنكه او شيعهء على بوده است و او را بر ديگران مقدم مىدانسته است ، به وى نسبت دادهاند .
ذهبى در شرح حال وى در ميزان الاعتدال ، پس از نقل اين اباطيل ، مىگويد : اين سخن از خلقانى نيست ؛ زيرا اين كلام زنادقه است .
* * *
7 - اسماعيل بن عبّاد بن عباس طالقانى ، معروف به صاحب بن عبّاد .
ذهبى در كتاب ميزان الاعتدال ، نامش را ذكر كرده و رمز دت را كنار نامش قرار داده است . اين رمز اشاره به اين دارد كه ابو داود و ترمذى ، در صحيح خود ، به گفتههاى او استدلال كردهاند . سپس وى را چنين وصف كرده است كه مردى اديب ، خبره و شيعه بوده است . « 1 »
من مىگويم : در شيعه بودنش كسى ترديد ندارد و به همين دليل ، او و پدرش ، در دولت و حكومت آل بويه ، به آن همه جلال و عظمت نائل آمدند .
از ميان وزرا ، او نخستين كسى است كه « صاحب » لقب گرفت ؛ زيرا وى از هنگام كودكى مؤيد الدولة بن بويه ، همراه و مصاحب او بود . لذا او را صاحب ناميد و سپس به همين نام مشهور گرديد . از آن پس ، هركس به مقام وزارت مىرسيد به اين نام ملقب مىشد . او نخست ، وزير مؤيد الدولة ، ابو منصور بن ركن الدولة بن بويه ، بود و آن دم كه مؤيد الدولة در ماه شعبان سال 373 در گرگان وفات يافت و برادرش ، ابو الحسن على ، معروف به فخر الدولة ، رئيس حكومت شد ، وى را به همان منصب وزارت باقى گذاشت .
صاحب در پيشگاه او شخصيتى عظيم داشت و نافذ الامر بود ، همانگونه كه پدرش ، عبّاد
هامش
( 1 ) - ذهبى در ميزان الاعتدال نام او را بين اسماعيل بن ابان غنوى و اسماعيل بن ابان ازدى آورده است ، در حالى كه اين ترتيب غلط است و در شرح حال او ، چيزى از حقوق وى را ادا نكرده است .