تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨

[ الحديث 1017 انظار المعسر ]

في المجلّد الثالث و العشرين من البحار : ( كتاب الدين ) باب « انظار المعسر » مجالس المفيد و أمالى الطّوسي ، عن محمّد بن جعفر ، عن أبيه ( جعفر بن محمّد ) عن أبيه محمّد بن عليّ عليهم السّلام عن أبي لبابة بن عبد المنذر ، انّه جاء يتقاضي أبا البشر دينا له عليه فسمعه يقول : قولوا له ليس هو هنا ، فصاح أبو البشر [ يا أبا البشر ] اخرج إلىّ فخرج إليه فقال : ما حملك على هذا ؟ فقال : العسر يا أبا لبابة ، سمعت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يقول : من أحبّ أن يستظلّ من فور جهنّم ؟ فقلنا كلّنا نحبّ ذلك ، قال : فلينظر غريما أو ليدع لمعسر [ معسرا ] .

[ الحديث 1018 من ابطأت عليه الإجابة ]

في الكافي : ( كتاب الدعاء ) باب « من ابطأت عليه الإجابة » عن عبد اللّه بن المغيرة ، عن غير واحد من أصحابنا قال : قال أبو عبد اللّه عليه السّلام : إنّ العبد الوليّ للّه يدعو اللّه عزّ و جلّ في الأمر ينوبه ، فيقول للملك الموكّل به : إقض
هامش
( 1 ) 1017 - در بحار : جلد بيست و سوم ( كتاب دين ) باب « مهلت دادن به تنگدست » از كتاب مجالس شيخ مفيد و امالى طوسى از محمد بن جعفر از پدرش حضرت صادق از پدر بزرگوارش حضرت باقر عليهم السّلام از ابى لبابة بن عبد منذر روايت شده كه ابو لبابه بخانهء ابو البشر آمد تا طلب خود را از او مطالبه و وصول نمايد ، پس شنيد كه ابو البشر ( باهل خانه ) ميگويد به او بگوئيد كه ابو البشر در خانه نيست ، پس ابو لبابه فرياد زد اى ابو البشر ( از خانه ) بيرون شو و نزد من بيا ، پس بيرون آمد و ابو لبابه به او گفت : چه چيز تو را بر اين رفتار ( كه گفتى بگوئيد ابو البشر در خانه نيست ) وادار نمود ؟ گفت سختى ( و دشوارى امر زندگانى و فقر ) اى ابو لبابه از رسول خدا ( ص ) شنيدم ميفرمود : كى دوست دارد كه از جوشش جهنم در امان باشد ؟ عرض كرديم همهء ما آن را دوست ميداريم ، آن حضرت فرمود : ( هر كه دوست دارد از جوشش جهنم در امان باشد ) بايد به بدهكار مهلت دهد و نادار و تنگدست را رها نمايد . ( 2 ) 1018 - در كافى : ( كتاب دعاء ) باب « كسى كه اجابت دعاء او بتأخير مىافتد » از عبد اللَّه بن مغيره از چندين نفر از اصحاب ما ( اماميه ) روايت شده كه حضرت صادق ( ع ) فرمود : همانا بنده‌اى كه دوست ( و مقرب نزد ) خداوند است در امرى ( و حادثهء سختى ) كه به او ميرسد خداى با عزت و جلال را ميخواند ( و از او اصلاح آن حادثه را ميخواهد ) پس خداوند بفرشته‌اى كه بر آن بنده گماشته شده ميفرمايد : حاجت بندهء مرا برآور ولى در آن شتاب منما ، زيرا من دوست دارم صدا و آواز او را بشنوم ، و همانا بنده‌اى كه دشمن خداوند است ، در امر و حادثهء ناگوارى كه به او ميرسد خداى با عزت و جلال را ميخواند پس بفرشته‌اى كه بر آن بنده گماشته شده است گفته مىشود ( خداوند ميفرمايد )