تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧

[ الحديث 236 إنّ الذّنب يحرم العبد الرزق ]

و فيه أيضا : في ذلك الباب ، عن محمّد بن مسلم ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام ، قال : سمعته يقول : إنّ الذّنب يحرم العبد الرزق .

[ الحديث 237 في خلق الأرواح قبل الأجساد ]

في المجلّد الرابع عشر من البحار : ( كتاب السماء و العالم ) باب « آخر في خلق الأرواح قبل الأجساد و علّة تعلّقها بها بعد باب حقيقة النفس و الروح » ( مجالس ابن الشيخ ) عن حنّان بن سدير ، عن أبيه ، قال : قلت لأبي عبد اللّه عليه السّلام : انّي لالقي الرجل لم أره و لم يرني فيما مضى قبل يومه ذلك ، فاحبّه حبّا شديدا ،
هامش
جمله ذرات زمين و آسمان * لشكر حقند گاه امتحان باد را ديدى كه با عادان چه كرد * ابر را ديدى كه در طوفان چه كرد آنچه بر فرعون زد دريا ز كين * و آنچه با قارون نموده است اين زمين آن ابابيل آنچه با آن پيل كرد * و آنچه پشه با سر نمرود كرد و آنكه سنگ انداخت داودى بدست * گشت سيصد پاره و لشكر شكست سنگ مىباريد بر اعداى لوط * تا كه در خاك سيه خوردند غوط پيش قبطى گشت خون آن آب نيل * خوش گوارا نزد سبطى جميل اى نموده ضد حق در فعل و درس * در ميان لشكر اوئى بترس جزو جزوت لشكر او در وفاق * مر تو را اكنون مطيعند از نفاق گر بگويد چشم را كورا فشار * درد چشم از تو برآرد صد دمار ور بدندان گويد او بنما و بال * پس به بينى تو ز دندان گوش‌مال باز كن طب را بخوان باب العلل * تا به بينى لشكر حق را عمل چون كه جان جان هر جزوت وى است * دشمنى با جان جان آسان كى است( 1 ) 236 - و نيز در همان كتاب و باب : از محمد بن مسلم از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه گفت از آن حضرت شنيدم كه ميفرمود : بدرستى كه گناه و معصيت ، بنده را از روزيش محروم مىنمايد . ( 2 ) 237 - در جلد چهاردهم بحار : ( در كتاب سماء و العالم ) باب « ديگرى است در خلقت ارواح پيش از بدنها و علت تعلق آن ارواح ببدنها پس از باب حقيقت نفس و روح » از مجالس ابن شيخ از حنان بن سدير از پدرش روايت شده كه گفت : به حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم : همانا من ملاقات ميكنم مردى را كه تا آن زمان نه من او را ديده و نه او مرا پيش از روز ملاقات ديده بود ولى علاقه و محبت زيادى از او در « دل » خود