تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
روايت شده است : « آن حضرت بر حجر الاسود سجده كرد ، و در حالى كه سوار بر شتر خود بود برگرد خانه طواف فرمود و عصايش را بر حجر الاسود گذاشت ، سپس همان طرف عصا را بوسيد . « 57 » عمر بر آن بوسه زد و گفت : من مىدانم كه تو سنگى هستى كه نه سودى دارى و نه زيانى و اگر نبود كه من پيامبر خدا ( ص ) را ديدم كه بر تو بوسه زد هرگز تو را نمىبوسيدم . سپس گريست و صداى گريه‌اش بلند شد و چون به پشت سرش نگاه كرد على ( ع ) را ديد و گفت : اى ابا حسن در اين جاست كه اشكها سرازير مىشود . على ( ع ) فرمود : اى امير مؤمنان بلكه آن هم سود مىرساند و هم زيان ، عمر گفت : چگونه ؟ على ( ع ) فرمود : هنگامى كه خداوند از اولاد آدم ( ع ) پيمان گرفت كتابى براى آنها نوشت و در اين سنگ به وديعت نهاد از اين رو آن سنگ براى مؤمن به وفادارى و براى كافر به انكار گواهى مىدهد ، و گفته‌اند اين سخن معناى قول مردم است كه به هنگام لمس حجر الاسود مىگويند : اللّهمّ ايمانا بك و تصديقا بكتابك و وفاء بعهدك . »

فضيلت اقامت در مكه و كراهت آن :

( 1 ) غزّالى مىگويد : عالمان خدا ترس و با احتياط از سه نظر اقامت در مكّه را مكروه دانسته‌اند : 1 - بيم دل زدگى و ملال بر اثر انس ، زيرا بسا اين حالت در فرو نشاندن آتش شوق قلبى نسبت به رعايت حرمت خانه مؤثّر واقع شود . 2 - به حركت درآوردن شوق به مفارقت از آن تا دواعى بازگشت به آن در دل برانگيخته شود ، چه خداوند خانه كعبه را براى مردم مقصدى قرار داده كه پياپى از كردار خود توبه كنند و مكرّر بدان بازگردند و خود را از آن بىنياز ندانند . يكى از عالمان گفته است : اگر تو در شهر خود باشى و دلت مشتاق مكّه و وابسته به خانهء كعبه باشد برايت
هامش
( 57 ) صحيح بخارى ، ج 2 ، ص 176 ؛ صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 67 ؛ سنن ابو داوود ، ج 1 ، ص 433 بدون زيادتى آنچه روايت كرده كه على ( ع ) در پشت سر او بود ؛ مستدرك حاكم با همين زيادتى ، ج 2 ، ص 457 بدون شرطى كه بخارى و مسلم ذكر كرده‌اند .
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 218 | الفيض الكاشاني