است ، هان هر كسى در دنيا به وسيلهء او از حيرت جهالت بيرون آمده است اكنون به انوار او چنگ زند ، تا او را از سرگردانى ظلمت اين عرصات رهايى دهد ، و به نزهتگاه بهشت وارد سازد ، سپس هر كسى را كه به او خيرى ياد داده ، و يا گره جهل و نادانى را از دل او گشوده ، و يا شبههاى را براى او روشن ساخته است از آن عرصه خارج مىسازد . » اين عالم گفته است : زنى نزد صدّيقهء كبرا ( ع ) آمد ، و گفت : من مادرى ناتوان دارم . يكى از مسائل نمازش بر او مشتبه شده ، مرا نزد تو فرستاده تا آن را بپرسم . فاطمه ( ع ) پرسش او را پاسخ داد ؛ آن زن بار دوّم پرسيد ، آن حضرت به او پاسخ داد . سپس براى بار سوّم پرسيد ، فاطمه ( ع ) به او پاسخ داد ، تا ده بار كه آن حضرت در هر بار پاسخش را داد . زن از پرسش مكرّر خود شرمنده شد و گفت : اى دخت پيامبر خدا ( ص ) به شما زحمت ندهم ، فاطمه ( ع ) فرمود : « بيا از هر چه مىخواهى بپرس ، چه گمان مىكنى دربارهء كسى كه روزى تعهد كرد تا در برابر اخذ يك صد هزار دينار بار سنگينى را به پشتبام برد ؛ آيا اين بار بر او سنگينى مىكند ؟ » زن گفت : نه ، فاطمه ( ع ) فرمود : « من براى هر مسألهاى بيش از گنجايش زمين تا عرش ، مرواريد احرت گرفتهام ، پس سزاوارتر است كه پاسخ دادن مسائل تو بر من سنگين نباشد . من از پدرم شنيدم كه مىفرمود :
« علماى شيعهء ما در روز قيامت محشور مىشوند در حالى كه هر يك از آنان را به اندازهء دانش و كوششى كه در ارشاد بندگان خدا داشتهاند خلعت كرامت مىپوشانند ، تا آن جا كه به يك تن از آنها يك ميليون حلّهء نور خلعت داده مىشود ، سپس منادى از سوى خداوند در آسمان ندا مىكند : اى سرپرستان يتيمان آل محمّد ( ص ) كه آنان را پس از جدايى از پدرانشان كه امامان آنها بودند نيرو و توان داديد ، اينان شاگردان شما و يتيمانى هستند كه آنها را سرپرستى و كمك كرديد ، پس خلعت علوم در دنيا را بر آنها بپوشانيد ، از اين رو به هر يك از آنان به اندازهء دانشى كه از آنها فرا گرفته است خلعت مىپوشانند ، تا آن حدّ كه برخى از آنان صد هزار جامه خلعت مىگيرند ، اينان
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 96
مساهمون: الفيض الكاشاني
ص٩٦