[ 23 ر ] عبد اللّه گفت : « قد جمعت تفاريق المرؤة فى هذا البيت » :
يعنى : شعب و انواع مروت را درين بيت جمع كردهاى . و على الحقيقة اين است كه هر كه اين اوامر را كه آن شاعر گفته است متمثل باشد ، و با مردمان به اين خصال زندگانى كند ، او را دوستان بسيار خيزند ، و زبان طاعنان از خود كوتاه كرده باشد .
( شعر : )
و من يجعل المعروف من دون عرضه * يفره و من لا يتّق الشّتم يشتم
كسى كه او نظر عقل در زمانه كند * چنان سزد كه همه كار عاقلانه كند
قناعت است و مروت نشان آزادى * نخست خانهء دل وقف اين دو گانه كند
( 26 ) اى پسر ! ملامتى كه ناصحان ترا كنند غنيمت شمار ، و تحذير ( ى ) كه ترا نمايند از آنچه مخالف حق و مباين صواب باشد آن را حظى جزيل و وعظى مفيد پندار ، و خوار مدار . و در هيچ كار ضجرت و تنگ دلى و قلق و بىآرامى به خود راه مده ، و بمكروهى حقير كه امروز تحمل كنى مضرتى عظيم [ 23 پ ] را كه فردا محذور و متوقع باشد « 1 » از خويش دفع كن .
( 27 ) اى پسر ! نفس خود را رام « 2 » و مرتاض گردان ، تا از كسى كه بمرتبه بالاى
هامش
( 1 ) - خ : باشى .
( 2 ) - خ : آرام .