ايشان نيايد تكليف منماى . التماس آن از ايشان جايز مدار ، كه همنشين از تو هميشه نفور باشد . و آنكس كه بر او حملى و كلفتى نهاده باشى كه فوق طاقتش باشد ، و از تحمل و تجشم او رنجور و [ 22 پ ] كوفته « 1 » گردد از صحبت تو اجتناب نمايد ، و آنگاه از اخوان و ياران تنها مانى و ترا مونسى نباشد كه بصحبت و محبت او راحتى طلبى ، و دوستى نماند كه بمودت او مستأنس باشى . و هر كه او را دوستان و برادران نباشد « 2 » مردم او را ( از اهل ) مروت ندانند ، و هر كه او را مروت نباشد در هيچ كار « 3 » به او اميد ندارند . و در سخن حكما آمده است : « المرؤة الجمع بين الدّنيا و الدّين ، و التّوقّى من سخط الخالق و ذمّ المخلوقين » يعنى : مروت آنست كه ميان مصالح دنيا و فرايض دين جمع كنى كه اخلال بيكى راه ندهى ، و از خشم آفريدگار و مذمّت مردمان بر حذر باشى . آوردهاند كه چون بو العيناى « 4 » شاعر در مدح عبد اللّه بن طاهر كه انشاد « 5 » ميكرد بدين دو بيت رسيد .
( شعر : )
يا من نؤمّل ان يكون خصاله * كخصال عبد اللّه انصت و اسمع
اصدق و عفّ و جد و انصف و احتمل * و اصفح و كفّ و دار و احلم و اشجع
هامش
( 1 ) - خ : كوفته و رنجور .
( 2 ) - خ : نباشند .
( 3 ) - خ : كارى .
( 4 ) - خ : ابو العيناى .
( 5 ) - خ : انشا .