تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق محتشمى ( فارسى ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
( بيت : )
انّ الصّنيعة لا تكون صنيعة * حتّى يصاب بها طريق المصنع
و بايد كه در امساك مبالغت ننمائى و به حد بخل نرسى ، و همچنان « 1 » در اعطا از اسراف تحاشى نمايى ، و على الجمله در هر دو طرف از تقتير و تبذير محترز باشى ، تا از ثمرهء ثواب و ثنا « 2 » محروم نمانى ، و عمل تو باطل و سعى تو ضايع نباشد . و در همهء حالات باداى شكر بر وفق رفق طلب مزيد خيرات و مبرات لازم شمار . و هرگاه كه نخوت و تكبرى بنفس تو راه خواهد يافت ، و شيطان غرور و سلطان عجب بر تو مستولى [ 19 پ ] خواهد گشت ، دفع نخوت و تجبّر و اصلاح نفس [ خود ] بتذكر حالت خويش در اين عالم ، و زوال و انقلاب احوال آن ، و قلت و خساست آنقدر كه از دنياى فانى نصيب و قسمت تو آمده است ، واجب شناس ! شعر :
ما هذه الدّنيا سوى « 3 » قحبة * تبرز فى الزّينة للزّانى
حتّى اذا اغترّ باقبالها * مالت لاعراض و هجران
ما هيچ و جهان هيچ و غم و شادى هيچ * ميدان كه نيى هيچ دگر هيچ مگوى
هامش
( 1 ) - خ : و همچنين . ( 2 ) - خ : ثواب دنيا . ( 3 ) - خ : الا .