( 20 ) اى پسر ! اگر بحصول اسباب مسرات دنيا چون جاه و مال و امثال اين احوال و آمال مستسعد گردى ، و به آن درجه « 1 » رسى كه متبوع و مقدم جماعتى شوى ، و رجاى محتاجان و اميد منتجعان بمنافع و منايع « 2 » تو منوط و متعلق گردد ، بايد كه از تكبر و نخوت و تجبر و استطالت « 3 » احتراز كنى ، كه از عجب كبر « 4 » و تطاول ، رونق تو و طراوت « 5 » كار تو تراجع گيرد ، و نقصان پذيرد ، و بنزديك دوستان ملوم و مذموم باشى ، و مقت حاصل آيد .
( بيت : )
اذا كنت ذا فضل فانّك مرمد « 6 » * عيون الورى فاكحلهم « 7 » بالتّواضع
صاحب شريعت فرموده است : انّ التواضع لا يزيد العبد الّا رفعة فتواضعوا « 8 » ، رحمكم اللّه ! يعنى : تواضع مردم را داعيهء مزيد رفعت است ، تواضع عادت كنيد كه خداى [ 19 ر ] بر شما رحمت كناد ! و با زير دستان و محكومان سلوك طريق رأفت و شفقت واجب دان ، و بذل مجاملت و معدلت و طلب سلامت و استقامت ايشان چنان ارزانى دار كه خواهى و راضى باشى ، كه آنكه از تو بزرگتر و بالاتر است ترا همان مبذول دارد و با تو همان طريق سپرد . و بايد كه [ مبرت و ] احسان و انعام و امتنان تو بموقع استحقاق و موضع استيجاب باشد .
هامش
( 1 ) - خ : در حدى .
( 2 ) - خ : منابع .
( 3 ) - ص : استطاعت .
( 4 ) - خ : كبر .
( 5 ) - ص : طروات .
( 6 ) - خ : مرقد .
( 7 ) - خ : فانجلهم .
( 8 ) - ص : فتواضى .