بخيل مىكند ، صواب آنست كه نيكويى مانند باران مىبارى ، اگر بكريمان رسد اهل آن باشند ، و اگر نه تو اهل آن باشى . » و اين معنى آن خبر است كه :
« اصطنع المعروف الى اهله ، و الى من ليس باهله » الى آخره ، چنان كه در پيش بيامد .
( 36 ) و قال بعض الافاضل فى هذين البيتين :
فتى يشترى حسن الثّناء بماله * و يعلم انّ الدّائرات تدور
ليس يعطيك للرّجاء « 1 » و للخوف * و لكن يلذّ طعم العطاء
فقال : الاوّل هو الجود على سبيل المتاجرة ، و الثّانى هو الجود المحض . ترجمه : بعضى افاضل در معنى اين دو بيت كه اول اينست : « [ جوانى كه نيكنامى را با مال خويش ميخرد . و ميداند كه چرخ حادثهها ميگردد » و دوم اين است ] كه : « عطا نه بسبب رجا دهند ، يا بسبب خوفى ، و ليكن طعم عطا دادن خوش ميآيد او را » آن فاضل گفته است : اول جودى است كه با بازرگانى ماند ، و دوم جود محض .
( 36 ) شعر :
لا تبخلنّ به دنيا و هى مقبلة * فليس ينقصها التبذير و السّرف
هامش
( 1 ) - اصل : للرجال .