شجاع بود كه مال بدهد به آسانى ، و بخيل شجاع بود به روى كه منع كند بوقاحت .
( 33 ) ثلث لا يتمّ المعروف الّا بهنّ : تعجيله ، و استقلاله و ان كان كثيرا ، و ترك الامتنان به . ترجمه : سه چيز بود كه نيكويى بى آن تمام نشود : تعجيل نمودن در آن ، و خرد شمردن آن را اگرچه بزرگ بود ، و ترك منت بر آن .
( 34 ) تمثّل رجل عند عبد اللّه بن جعفر الطّيار المعروف بالجواد بهذين البيتين .
شعر :
انّ الصّنيعة لا تكون صنيعة * حتّى يصاب بها طريق المصنع
فاذا اصطنعت صنيعة فاعمد بها * باللّه او لذوى القرابة ، اودع
فقال عبد اللّه : انّ هذين البيتين ليبخّلان النّاس ، و لكن امطر المعروف مطرا ! فان اصاب الكرام كان له اهلا ، و ان اصاب اللّئام كنت له اهلا . ترجمه : مردى پيش عبد الله جواد پسر جعفر طيار برادر زادهء مولانا على لذكره السلام اين دو بيت بگفت كه معنى آن اين است : « نيكويى نيكويى نباشد ، تا طريق نيكويى باز نيابند . پس چون نيكويى كنى براى خداى كن ، يا براى خويشان ، يا دست بدار ! » عبد اللّه گفت : « اين دو بيت مردمان را