يقبح فيها . ترجمه : تمام عيبى است در غمز و سعايت ، آنكه نيكوترين چيزها كه آن راست گفتن است ، در آن معنى زشت مىباشد .
( 26 ) جاء رجل الى ابن عبّاس ، و هو عامل البصرة ، بسعاية شخص .
فقال ابن عبّاس : اتيتنا بحديث ان اردت نتفحّص عنه : فان صدقت ابغضناك ، و ان كذبت عذّبناك . و ان اردت اقلناك به شرط ان لا تعاود الى عبد اللّه . ترجمه : آمد مردى بسوى ابن عباس ، كه او عامل بصره بود ، از قبل مولانا على ، و كسى را غمز كرد . عبد اللّه گفت : حديثى آوردى ، اگر ميخواهى تفحص كنيم : اگر راست گفته باشى تو را دشمن باشيم ، و اگر دروغ گفته باشى تو را عذاب كنيم . و اگر خواهى از سر اين گناه برخيزيم به شرط آنكه چنين نكنى .
گفت : بلكه ميخواهم كه عفو كنى و سلامت يابم .
( 27 ) مقتل الرّجل بين فكّيه . يهلك النّاس فى شيئين : فضول المقال ، و فضول الاموال . ترجمه : موضع قتل مردم ميان دو كام اوست ، يعنى :
زبان . مردم به دو چيز هلاك ميشوند : سخن افزونى ، و مال افزونى .
( 28 ) و سئل بعضهم : متى يذمّ الصّدق ! فقال : اذا كان غيبة .
قيل : و متى يحمدك الكذب ؟ فقال ، اذا قرّب بين المتقاطعين . ترجمه :
از بزرگى پرسيدند كه : راست گفتن كجا مذموم بود ؟ گفت : آنجا كه غيبت كسى باشد . گفتند : دروغ گفتن كجا محمود بود ؟ گفت : آنجا كه دو برادر كه از يكديگر بريده باشند بدان صلح دهند .
اخلاق محتشمى ( فارسى ) — صفحة 245
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٢٤٥