مقصد بيستم در وصيّت است
و در آن چند امر است :
اول : آنكه وصيت عبارت است از تمليك عين يا منفعت به غير بعد از وفات موصى ،
يا مسلط كردن كسى را بر تصرف در حال يا مال عينا يا منفعة بعد از وفات موصى ، چنانچه وكالت عبارت از تسليط غير بود در حال يا مال لكن در حال حيات .
و به هر تقدير اخبار در فضيلت وصيّت بسيار است ، بلكه در بعضى از اخبار وارد شده كه « اگر كسى بدون وصيت بميرد مثل اهل جاهليت مرده است » .
و نيز در حديث است كه « سزاوار نيست از براى مسلمان كه در شب بخوابد مگر اينكه وصيّتنامه او در زير سر او باشد » .
و نيز وارد شده است كه « وصيت حق است بر هر مسلمان » ، و اخبار و احاديث از اين قبيل بسيار است .
بدان كه لا بد است در وصيت از ايجاب و قبول ، اما ايجاب پس به اين طريق است كه شخص موصى بگويد كه : « وصيت كردم كه بعد از من فلان عمل را از مال من بكنند » ، يا آنكه بگويد كه : « بعد از وفات من چنين عمل بكند » و مانند اينها از هر چيزى كه دلالت كند بر قصد