كفيل : « ضمنت لك إحضاره » به نحو اطلاق يا تقييد كند به ذكر « إلى شهر » و نحو آن ، يا بگويد : « تكفّلت » يا بگويد « التزمت بإحضاره » يا بگويد : « أنا كفيل » ، چه حال باشد و چه مؤجّل كفايت مىكند هر يك از اين صيغهها ، لكن در مؤجّل لازم است ضبط أجل ، چنانچه در ضمانت گذشت .
و شروط واقعه در كفالت در وقتى كه جايزه يعنى غير ممنوعه باشد لزوم مىيابد چنانچه در ساير عقود لازمه اگر شرطى واقع شود لزوم مىيابد .
و اگر مديون مكفول بميرد قبل از احضارش باطل مىشود كفالت به سبب فوت شدن متعلق كفالت كه عبارت از نفس باشد و اگر مكفول غايب شود پس اگر كفيل بداند موضع او را ، و بعد از مطالبهء طلبكار مهلت بايد داده شود تا احضار كند او را ، اگر موضع او را نداند و متمكن از احضارش نباشد پس تكليفى بر كفيل در اين صورت نخواهد بود ؛ زيرا كه تعهد و ضمانت مال را نكرده تا از عهده بر آيد ، و تقصيرى هم در احضار او نكرده ، پس بر او به هيچ وجه در محل فرض چيزى نيست .
صيغ العقود والايقاعات و سه رسالهء رضاعيه - زكات فطره - زكات مال مطابق با فتاوى شيخ اعظم انصارى — صفحة صيغ العقود 100
مساهمون: شيخ محمد يوسف استرآبادى
صصيغ العقود ١٠٠