تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
ياران همدم آرند و گويند * الحكم للّه الحكم للّه
« حافظ »
گر تيغ بارد در كوى آن ماه * گردن نهاديم الحكم اللّه آئين تقوى ما نيز دانيم * ليكن چه چاره با بخت گمراه ما شيخ و واعظ كمتر شناسيم * يا جام باده يا قصه كوتاه
« لمؤلفه »
عشق آمد و شد بر ملك دل شاه * زهد و خرد رفت الملك لله معشوقه افكند از روى چون ماه * برقع بيك سو الحمدللّه من مانده محروم از كوى جانان * اغيار آنجا در گاه و بىگاه دى توبه كردم از عشق خوبان * از توبه دى أستغفر اللّه از پند بىجا واعظ مرا كشت * از من چه خواهى اى شيخ گمراه اى پير كنعان منشين كه يوسف * از جور اخوان افتاده در چاه سوداى جانان از ياد مىبرد * درس شبانگاه ورد سحر گاه گم شد صفائى از راه مقصود * بنماى راهى اى مقصد راه
« أيضاً »
از مركز خاك تا نهم چرخ برين * قهغغ رمجغ شمج بفر سنگ شمار

حركت ثوابت

* فائده : افلاك نه مىباشند ، فلك نهم كه آن را فلك الأفلاك خوانند و فلك اطلس نيز خوانند هر شبانه‌روزى يك دوره را طى كند . و فلك هشتم كه آن را فلك ثوابت « 1 » گويند روزى نه ثالثه طى كند كه هر
هامش
( 1 ) - پيشينيان چون ارسطور براى ثوابت حركتى جز حركت يوميه نيافته‌اند و سپس ابرخس در رصد خود در حوالى سنه 178 اسكندرانى براى كواكبى كه نزديك منطقه بودند حركتى به سوى مشرق يافت اما نتوانست آن را بر صد در آورد تا اينكه بطليموس صاحب مجسطى در رصدخانه اسكندريه حوالى سنه 463 اسكندارانى برصد در آورده كه ثوابت در هر صد سال شمسى يك درجه سير مىنمايند چان كه يك دوره را به سى و شش هزار سال شمسى و بعد در اسلام به رصد مأمونى سير ثوابت را بسوى مشرق هر درجه را به 66 سال شمسى چنان كه دوره را بر 23760 سال شمسى بدست آوردند و سپس ابن أعلم و غير او از متأخرين چون فيلسوف اعظم محقق طوسى - قده - در رصد مراغه و غياث الدين جمشيد كاشانى و قوشچى در رصد الغ بيكى به سمرقند يافتند كه فلك ثوابت در هفتاد سال يك درجه پيمايند جان كه در 25200 سال دوره تمام كنند و مسطور در كتاب مطابق مرصود مأمونى است با اينكه قول متأخرين و رصد آنها اتقن از مأمونى و متقدمين است . و مرادش از حركت افلاك سيارات حوامل آنها است چه حركت افلاك ممثله مثل حركت فلك ثوابت است و حركت عطارد دو برابر حركت فلك شمس است و مرحوم نراقى اشتباه كرده است . و يا مرادش فضل حركت حامل بر حركت مدير باشد كه اشتباهى نباشد . و مطلب عمده فرق ميان افلاك مجسّمه متخيله هيوى و افلاك مجسّمه طبيعى در اين مقام است .