تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
لقمان پانصد و شصت سال ، و عزيز مصر كه در عهد يوسف بود هفتصد سال عمر كرد ، و پدر آن هزار وهفتصد سال ، و جدش كه درفغ نام بود سه هزارسال عمر كرد . و أيضا روايت كرده است كه حبابهء والبيه زنى بود كه به خدمت حضرت سيد الساجدين عليه السّلام رسيد در وقتى كه صد و سيزده سال داشت و به دعاى حضرت جوان شده و حائض شد و زنده بود تا به خدمت حضرت امام رضا عليه السّلام رسيد و بعد از نه ماه از آن فوت شد . و ايضاً روايت كرده است كه عبيد بن شريد جرهمى سيصد و پنجاه سال عمر كرد و به خدمت حضرت پيغمبر رسيد و مسلمان شد و باقى ماند تا زمان غلبه معاويه ، و ربيع ابن ضبع الفزارى وارد بر عبدالملك بن مروان شد . عبدالملك از او پرسيد كه چقدر عمر تواست ؟ گفت دويست سال زندگانى كرده‌ام در زمان فترت ميان عيسى و محمدصلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و بعد از آن صد و بيست سال هم در ايام جاهليت بودم و حال شصت سال هم مىشود كه در اسلام هستم ، و شق كاهن سيصد سال عمر كرد ، و اوس بن كعب بن اميه دويست و چهارده سال عمر كرد ، و منذر بن حرمله طائى ملقب به ابوزبيد نصرانى بود صد و پنجاه سال عمر كرد و نصر بن دهمان بن سليم بن اشجع از بنى غطفان صد و نود سال عمر كرد و نوب بن صداق بن عبدى دويست سال عمر كرد ، و ثعلبة بن كعب بن عبد الأشهل دويست سال عمر كرد ، و عدى بن حاتم طائى صد و بست سال عمر كرد ، و عمر بن هاجر خزاعى صد و هفتاد سال عمر كرد . و عوام بن منذر بن زيد مدتى در جاهليت قبل از بعثت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بود و در اسلام هم تا زمان عمر بن العزيز حيات داشت . از او پرسيدند كه چه چيزها دريافته‌اى ؟ گفت نمىدانم و لكن برخورده‌ام به طايفه‌اى در عهد ذوالقرنين . و سيف بن وهب بن خزيمهء طائى دويست سال عمر كرد ، و ارطاة بن امية