مىشود و هر گاه از آخرش نقصان كنى كم مىشود و اگر از اول نقصان كنى خمس آخر مىشود ، و اگر از آخر نقصان كنى اول سبع آن مىشود و اگر از هر دو نقصان كنى عشر اول أفزونتر از آخرش شود و اگر هر دو ناقص را بر وسطش افزائى عشر آخر شود .
لغز 2 :
كدام مرغست كه هميشه پايش در سر است و پيوسته پاهايش تر است و بيشترش در كمتر است و اولش نصف آخر است .
« أوحدى »
تا زمزمهء عشق تو در گوشم شد * عقل و خرد و هوش فراموشم شد
تا يكورق از عشق تو حاصل كردم * سيصد ورق از علم فراموشم شد
« وله »
عمرت بسر آمد و بسامان نشدى * دردت بلب آمد و بدرمان نشدى
قاضى و خطيب و پارسا و مفتى * اين جمله شدى ولى مسلمان نشدى
« وله »
اى هر نفسى صد گنه از من ديده * و از روى كرم پردهء من ندريده
اى من بتر از هر كه بعالم بتر است * وى لطف تو از من بتر آمرزيده
« وله »
نه روز و نه روزگار و نه وقت و نه حال * نه كفر و نه اسلام و نه كردار و نه مال
نه رنج و نه راحت و نه هجر و نه وصال * بگرفت مرا ز عمر بيهوده ملال
« وله »
رندى بايد ز شهر ها تاختهاى * بنياد وجود خود بر انداختهاى
با گرم روى سوختهاى ساختهاى * واندر قدمى هر دو جهان باختهاى
« وله »
دل ميل تو دارد ارنه بفروختمى * در سينه توئى وگر نه بر دوختمى
ور زانكه نه هر دو با تو آموختهاند * آتش زدمى و هر دو را سوختمى