تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 892

مساهمون:

ص٨٩٢

اقتراح ( پيشنهاد و انتخاب )

از آن‌جا كه هر ملّت و كشورى در دنيا يك نماد فكاهى دارد ، مثل خوجه نصر الدين براى تركان تركيايى ، و جحا براى اعراب ، ناگزير ايرانيان با فرهنگ غنىّ خود نيز بايد يك نماد فكاهى داشته باشند . مشخصّهء اين نماد ، حضور طولانى او در ادب فارسى است . قهرمانان طنز كه در فرهنگ فارسى معروف شده‌اند همگى محلّى و در محدودهء زمانى معيّنى هستند ، مثلا طلحك فكاهىيى دربارى است كه فقط در دربار سلطان محمود غزنوى حكاياتى با او دارد ، و يا دخو مربوط به مردم قزوين است ، و همچنين است فكاهيان ديگر مثل : كريم شيره‌اى ، شيخ شيپور ، و . . . امّا نام جوحى در اشعار شاعران از مولوى و جامى ، و حكاياتش از شمس تبريزى و صفىّ كاشفى و هبله رودى و مينا اصفهانى صاحب شاهد صادق و يحيى كاشى و . . . ديده مىشود ، و تمام حكاياتش با مردم و در ميان مردم است . به نظر مىرسد كه سهم و حقّ او در ادب فكاهى فارسى بيش‌تر و بالاتر از ديگران باشد . بنابراين جوحى به عنوان رمز و مثل و مظهر و نماد فكاهى ادب فارسى پيشنهاد مىشود . نام جوحى بيست و دو بار به صورت زير در نظم و نثر فارسى آمده است : شمس تبريزى چهار بار ، مولوى پنج بار ( غزليات دو بار ، مثنوى سه بار ) ، هبله رودى يك بار ، جامى يك بار ، صفىّ كاشفى نه بار ، مينا اصفهانى يك بار ، يحيى كاشى يك بار . نخستين كس كه نام جوحى را در ادب فارسى آورده است شمس تبريزى است كه بنا بر روالش تغييراتى در حكايات و نام‌ها مىداده تا مقصود و مراد خود را بيان نمايد ، و به نظر مىرسد كه تغييرى در لفظ جحا داده و به صورت جوحى درآورده باشد ، و همزمان با او مولوى است كه به تقليد از او نام جوحى را ذكر كرده است .
جوحى ( فارسى ) — صفحة 892 | احمد مجاهد / احمد مجاهد