مىگفت : اگر نصيحت زنم را شنيده بودم چنين خفّت نمىكشيدم .
مصادر :
مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 49 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 190 .
مآخذ :
بوستان ، باب هفتم :
حكايت
شنيدم كه در بزم تركان مست * مريدى دف و چنگ مطرب شكست
چو چنگش كشيدند حالى به موى * غلامان و چون دف زدندش به روى
شب از درد چوگان و سيلى نخفت * دگر روز پيرش به تعليم گفت
نخواهى كه باشى چو دف روى ريش * چو چنگ اى برادر سرانداز پيش
حكايت
دو كس گَرد ديدند و آشوب و جنگ * پراكنده نعلين و پرّنده سنگ
يكى فتنه ديد از طرف برشكست * يكى در ميان آمد و سر شكست
كسى خوشتر از خويشتندار نيست * كه با خوب و زشتِ كسش كار نيست
تو را ديده در سر نهادند و گوش * دهن جاى گفتار و دل جاى هوش
مگر بازدانى نشيب از فراز * نگويى كه اين كوته است آن دراز